آلوچه خانوم

 






Saturday, March 20, 2010

شاید بی صدا ترین سال این صفحه بود. شاید تلخ ترین سال زندگی مان. شاید پایان خمودگی بود یا آغاز حرکت. هر چه بود ساده نگذشت. بوی خون داشت. بوی امید و هراس. با هم شروع کردیم و با هم تمام نشد. خاک گروهی را گرفت و بند گروهی را و غربت گروهی را. و زمین باز برگشته به نقطه شروع و ما را می خواند به شادی و نو شدن و دوباره شدن.

ما خسته ایم. ما زخم خورده ایم. ما اشک امانمان نمی دهد. اما هر چه قدر سخت و تلخ، نمی شود یادمان برود نوروز بیش از این که بهانه ای باشد برای خوشی و شادی، همیشه پرچمی بوده برای سرسختی و جنگیدن ساکنین این خاک. مگر همیشه نگفته ایم عید مال بچه هاست؟ و همین طور که زمین و زمان را ناسزا می گفتیم و غر می زدیم همیشه، می خریدیم و می دویدیم و می شستیم و می سابیدیم تا تحویل سال؟ برای سرزمینی که ترک و تازی و تاتار قرن ها لگدمالش کرده و هنوز سفره هفت سین قدیمی ترین سفره اش مانده، این نه ماه و آن داغ و آن بیداد که به گندمی هم نمی ارزد. ما ملت نامراد که انگار همیشه همه چیز داریم به جز روز خوش و دل خوش، مگر غیر از این بوده ایم که این سبد سبز سبزه را به کوری چشم تبر داران و شمشیر زنان و محتسبان تنگ چشم دست به دست کنیم نسل به نسل؟

دوست ندارم آرزوی باسمه ای بی سر و ته کنم. آرزوی فروانی در آغاز سالی که از بهارش پیداست. آرزوی صلح در لحظه هایی که تنها انتخاب مانده مان هنوز جنگیدن است یا پس نشستن. آرزوی تندرستی کنم برای پیکر زخم خورده ملتی که تازه لذت درد کشیدن از زخم هم خاکش را با همه وجود می چشد. آرزوی شادی کنم میان جای خالی این همه عزیز بی گناه و این همه سربلند در بند. دوست دارم آرزوهای کوچک و شدنی کنم برای خودمان.

آرزو می کنم لحظه تحویل سال بتوانیم بغض کنیم و بدون این که به هم نگاه کنیم به هم چند لحظه مهلت بدهیم عزای عزیزانمان را و داغ زخمهایمان را آرام بدون این که بچه ها بفهمند گریه کنیم. آرزو می کنم پس از آن وقت کنیم و نگاه کنیم به شمع و سبزه سفره که به قدر یک تاریخ منتظر نشسته بودند سر این سفره که بفهمیم شان و نگاه آشنا بیندازیم شان و لبخند بزنیم به سخت جانی شیرین مان که هیچ دیو و جادو و خزانی جلو دار بهارمان نیست. هر چند دیر هر چند دور. آرزو می کنم به رسم سال نو امسال تمام و کمال عمل کنیم و دلگیری های مان را از خودمان پرت کنیم به صورت این سال نحس و دست هم را بگیریم بی دلگیری و هم را ببخشیم و یادمان بیافتد چیزی که کم نداریم شکر خدا دشمن است و دوستان را دریابیم برای فردا. آرزو می کنم آن قدر مرد باشیم و آن قدر زن باشیم که دید و بازدیدمان جایی برای خانواده های داغ دیده و خانواده های حبس داده داشته باشد. آنها نترسیدند از مردن و در بند شدن. ما هم نترسیم از پشت خانواده هایشان بودن.

بهار را به خفاش ها و جغدهایی که زهر خند می زنند وقت پاییدن ما هم تبریک و تسلیت می گویم. همان طور که می بینید ما همچنان هستیم و زنده ایم و بیشماریم. خواستم فقط یادآوری کنم اگر هنوز مست زمستان نجوا می کنید این ملت قرنهاست به خاک می افتد و قید می خورد و داغ می شود، پیش از طوفان بفهمید این حقیقت طبیعی ترین مفهوم تالی اش این است که این ملت بارها از خاک برخواسته و قید شکسته و پوست انداخته است. برای فهمیدن این یکی نیازی به جنگ و سنگ و تفنگ نیست. در این چند روز تعطیل نگاهی به این مردم بکنید می فهمید آب در هاون می کوبید رفقا. این ملت مردنی نیست. نو شدنت مبارک هم وطنم. بگذار این زخمها جوانه بزند. این سفره امن هفت سین قرن ها خون پدران و مادران ما را قیمت دارد به بهای زنده ماندنش. روز اولمان نیست که عید زخم داریم. باشد روزهای آخر باشد. برای مان یا برای فرزندانمان. عیدتان مبارک. یادمان نرود شاد کردن بچه ها بزرگترین وظیفه این روزهای ماست

 Farjam ‌ | 6:17 PM 








دفترچه‌ی یادداشت‌های آلوچه خانوم و همخانه‌اش



فید برای افزودن به ریدر


آلوچه‌خانوم روی وردپرس برای روز مبادا


عکس‌بازی


کتاب آلوچه‌خانوم


فرجام




آرشیو

October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 20009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009
January 2010
February 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
November 2010
December 2010
January 2011
February 2011
March 2011
April 2011
May 2011
June 2011
July 2011
August 20011
September 2011
October 2011
November 2011
December 2011
January 2012
February 2012
March 2012
April 2012
May 2012
June 2012
July 2012
August 20012
September 2012
October 2012
November 2012
December 2012
January 2013
February 2013
March 2013
April 2013
May 2013
June 2013
July 2013
August 2013
September 2013
October 2013
November 2013
December 2013
January 2014
February 2014
March 2014
April 2014
May 2014
June 2014
July 2014
August 20014
September 2014
October 2014
November 2014
December 2014
January 2015
February 2015




Subscribe to
Posts [Atom]






This page is powered by Blogger. Isn't yours?