پرسید یعنی چهطور است؟ چهلسالگی را میپرسید. بعد من یک چیزهایی برایش گفتم که همان وقت به ذهنم رسید. درستترش اینست که دیدم وقتی طرفِ گفتگو او باشد جرات میکنم سراغِ یک گوشههایی از خودم بروم که تنهایی نمیتوانم. دیدم که با او یکطور خوبی دست از انکارِ خودم برمیدارم. جسور میشوم. دیدم هروقت خداحافظی میکنیم و گوشی را میگذارم زمین، چیزی دربارهی خودم میدانم که پیشتر نمیدانستم.
من تو حرف زدن همیشه می فهمم چی میخوام
ReplyDeleteچه حس دارم وو ایده هام هم با حرف زدن معلوم میشه
Salam,
ReplyDeletenemidounam mano yadetoun miad ya na..Parnian va Arash..ye bar umadim pishetoun, kheili saal ghablha..yadete? migofty hamechizam roban dare! gozashto gozasht...neveshtehaat, va ketabe alooch ekhanum ashegham kard, eshgho yadam dad, donbale hich mojezeyee nabudam dige.. mundam iran, baraye arash...ama oon ham raft, bayad miraft..man mundamo khodam, chand saal tanhayee va baad ye dooste khub, ye hamsafare mehraboon...va emrooz bade 4 saal ,linke blogetoun ro ye jayee didam, ashk tu chesham jam shod..
kheili vaghta, kheili neveshte ha o harfa zendegie kheilia ro taghir mide bedoun einke khodetoun bedunin..
dooset daram, hamatouno, hamsaret va pesare goleto.. az tahe delam doosetoun daram. Hamin.
پرنیان، عزیزم تو رو همیشه یادمه.
ReplyDeleteگاهی با خودم فکر میکردم کجایی و آخرش چیشد؟ میدیدم که با هم نیستید. آرش توی دوستان فیسبوکم هست. هیچوقت نخواستم ازش بپرسم. گاهی از فرجام پرسیدم گفت از انتهای ماجرا خبر نداره.
میدیدم از شواهد اینطور به نظر میآد که اون از مرحلهای گذر کرده ، همیشه امیدوار بودم و دلم میخواست تو هم گذر کرده باشی و مشغولِ زندگیای باشی که از خودت و آرزوهات دور نباشه.
خوشحالم که خوبی. خوشحالم و خیالم راحت میشه وقتی از همراه اینروزهات اینطور مینویسی. امیدوارم موفق باشی و سلامت.
مرسی که از خودت خبر دادی. تو رو همیشه یادم بود و گاهی فکر میکردم یعنی الآن کجایی و چه میکنی.
ماچِ سفت.
آنا