آلوچه خانوم

 






Saturday, August 07, 2004

همين دو ساعت در حالی که يک عالمه لاگيدنم می اومد به خودم اخم کردم و گفتم زنيکه پس مشق هات چي می شه ! با خودم قرار گذاشتم اول مشق ! دو ساعته به يه سر و سامونی رسيد بعدش هم جو گير شدم يه خورده اين دور و بر رو جمع و جور کردم . البته فقط يک خورده ! و حالا اينجام ... الان کلی احساسات خوب دارم , همش بخاطر مشق ها ست ها! ... از اون وقت ها ست که می تونم يه ليست بلند بالا برای خودم به عنوان برنامه روزانه ترتيب بدم ... چه می دونم مثلا ساعت ده صبح با برنامه ورزش کانال سه ورزش کنم ... اونقدر روبراهم که حتی فکر می کنم می تونم از فردا رژيم هم بگيرم ... شنبه هم که هست چي از اين بهتر؟! ... من هميشه اين ريختی بودم ... به آنی غرق احساس خوشبختی می شم ... يه وقتهايی ويژگی به درد بخوری بوده ... يه وقتهايی هم فکرکردم جلوی خيلی از پيشرفتها رو گرفته ... چطور بگم ؟! فکر می کنم آدمهايی که به سختی احساس خوشبختی می کنند و اگر هم همچين احساساتی داشته باشند خيلی موندنی نيست برای رسيدن به خوشبختی زحمت می کشن و حسابی از خودشون مايه می ذارن ! و شايد در همين راستا خيلی کارهای مهم, مهم بکنن ! چه می دونم ...

من خيلی لاگيدنم می اومد ولی مطمئنم اينها اون چيزهايی نيستند که می خواستم بنويسم ... صبر کنيد ...آهان ! می خواستم بگم تو رو خدا برين اين مهمان مامان رو ببينيد ... اصلا همين فردا برين , شنبه هم هست بليط ها نصف قيميته ! برين ببيند چطور دو ساعت تموم می شه به اين فکر کرد که پهن کردن يه سفره آبرومند می تونه يکی از اساسی ترين مسائل بشری باشه !!! برين بازی هاي متفاوت ببيند ... ببنيد چطور بالاخره يکی تونست از پارسا پيروزفر بازی بگيره ! اونهم چه بازی ای !... اصلا من خيلی اين مهرجويی رو دوست دارم , از خيلی وقت پيش ... يک احساس عجيب و غريبی نسبت بهش و فيلم هاش دارم ( اگه الآن آقای همخونه بيدار بود می گفت بيضايی يه چيز ديگه است ) ! ...
شايد يه روزی سر فرصت براتون گفتم چقدر و چه جوری فيلم هاشو دوست دارم ... اون روز يادم بندازيد که بهتون بگم داستان جديد زويا پيرزاد , عادت می کنيم رو هم بخونيد ! من اين زن رو هم خيلی دوست دارم از زمان يک روز مانده به عيد پاک و طعم گس خرمالو ... نمی دونم چرا مهر جويی روی قصه های پيرزاد کار نمی کنه ! قبلا از اين کارها کرده خوب هم جواب داده درخت گلابی گلی ترقی يادتونه ؟

هنوز هم اين ها اون چيزهايی نيست که من می خواستم بنويسم. راستی فردا روز مادره ! و من بالاخره و من در حال تجربه کردن حال و هوای اين روز با حفظ سمت مادری هستم ... يادم اومد می خواستم از اين براتون بگم ... به عنوان يک مادر نسبت به اين روز احساسات مسخره ای دارم ... اميدوارم آقای همخونه دست به کارهای فضايی نزنه ... به عناوين مختلف سعی کردم اينو بهش بفهمونم که روز مادر اولا اساسا روز مسخره ايه! دوما يه چيزيه بين من و باربد, که اونهم شايد 3 يا 4 سال ديگه اولين تجربه های اون از درک اين روز و تلاشش برای درست کردن چيزی تحت عنوان هديه حس های جالب و به ياد موندنی ای به همراه داشته باشه ... وگرنه همونطور که گفتم روز مادر از جايگاه يک مادر برای من روز مسخره ايه ... مثل مثلا چه می دونم ؟ روز پست و ارتباطات ... يه همچين چيزی ! يک روز عمومی به عنوان روز مادر روز بی معنی ای هستش ... فکر می کنم روز مادر برای هر مادری روزی هستش که برای اولين بار مادر شد ... اين روزها در جايگاه يک مادر , بيشتر احساس فرزند بودن خودم نسبت به مامان عزيز و دوست داشتنی ام , قلقلک می شه ... چطوری بگم ؟ ... آدم وقتی مادر می شه به دو نفر می گه مامان , حتما برای شما ها هم پيش اومد ه خيلی وقتها موقع حرف زدن با بچه هاتون بجای تکرار اسمشون می گين مامان يا مادر , مامی , مثلا مامانم چی شده ؟ ... خيلی ناخودآگاه اتفاق می افته اين کلمه ايه که من هم برای صدا کردن مامانم و هم باربد به زبون می يارم ... شايد بخاطر اين تکراره درست نمی دونم ... انگار فضای عاطفی اين کلمه يه جاي گوشه دل آدم سر و تهش گم می شه ... همه اين ها رو گفتم که بگم برای همه مون آرزو می کنم خدا روز مادر بی مادر رو از همه مون دور کنه , دور کنه , دور کنه ... آمين !


* پی نوشت : بازم اون چيزهايی که می خواستم بنويسم از آب در نيومد .

** بازم پی نوشت : هيچ می دونستيد من دوست ندارم باربد بهم بگه مامان ! دلم می خواد منو به اسم کوچيکم صدا کنه . خودم هم هميشه دوست داشتم مامانم رو به اسم کوچيکش صدا کنم و جالب اينجاست که الان مامانم هم دوست داره باربد به اسم کوچيک صداش کنه بدون هيچ پسوند و پيشوندی !

 آلوچه خانوم | 4:57 AM 






Comments: Post a Comment






فید برای افزودن به ریدر


آلوچه‌خانوم روی وردپرس برای روز مبادا


عکس‌بازی


کتاب آلوچه‌خانوم


فرجام




آرشیو

October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 20009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009
January 2010
February 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
November 2010
December 2010
January 2011
February 2011
March 2011
April 2011
May 2011
June 2011
July 2011
August 20011
September 2011
October 2011
November 2011
December 2011
January 2012
February 2012
March 2012
April 2012
May 2012
June 2012
July 2012
August 20012
September 2012
October 2012
November 2012
December 2012
January 2013
February 2013
March 2013
April 2013
May 2013
June 2013
July 2013
August 2013
September 2013
October 2013
November 2013
December 2013
January 2014
February 2014
March 2014
April 2014
May 2014
June 2014
July 2014
August 2014
September 2014
October 2014
November 2014
December 2014
January 2015
February 2015
March 2015
April 2015
May 2015
June 2015
July 2015
August 2015
September 2015
October 2015
November 2015
December 2015
January 2016
February 2016
March 2016
April 2016
May 2016
June 2016
July 2016
August 2016
September 2016
October 2016
November 2016
December 2016
January 2017
February 2017




Subscribe to
Posts [Atom]






This page is powered by Blogger. Isn't yours?