آلوچه خانوم

 






Wednesday, November 29, 2006

مراسم تدفین هنوز انجام نشده . فرداست گویا . ما نمی ريم شما رو نمی دونم ... از مرثيه سرايی بدم می ياد ! می خوام براتون خاطره تعريف کنم, شايد اين خاطره مشتر ک خيلی از شماها هم باشه . دوست دارم اینجا تعريف کنم چطور اين نام توی خاطر من موند . اسمی که برای من یادآور شادی زايدالوصفی است در روزگار قحطی شادی و شادمانی ! وگرنه جادوی ترانه هايی که با ملودی او شنيده شدند و غم غريبش رو روزگار جوانی شناختم وقتی که فکر میکنی عاشقی! ولی خوب که نگاه میکنی, می فهمی عاشق نيستی , عاشق عاشق شدنی
داشتم میگفتم , فکرکنيد اونقدر بد شانسی شاید که با آغاز دهه مزخرف شصت پابه نه سالگی گذاشتی ... سالهایی که تنها چيزی که اهميت نداره شادی کودکانه بچه هاست . توی اون جو انقلاب زده درگیرجنگ . تلویزيون از ساعت 4:15 بعداز ظهر برنامه هاش شروع می شد ده دقيقه قرآن بعدش اخبار اون ه دقيقه وسط برای تنوع ! تصاوير گمشدگان با شماره تلفن پائين عکسها بعد اخبار استان و شهرستانها ... در اخبار استان هم در ابتدا - نمی دونم کسی يادشه يا نه - يه لیست از اعدامی های روزگذشته استان به اطلاع بينندگان عزيز و محترم می رسيد ... خب , تا اينجا که خيلی خوش گذشت ! ... بعد برنامه کودک , هاچ زنبور عسل , سباستين با سگ عظيم الجثه اش بل ! دختری به نام نل , همه دنبال مادرشون میگردند ... استرلینگ که مادرش جلوی چشم ما مرد ... سارا کورو مادر نداشت هم پدرش مرد هم بی پول شد ... حتی بنر مادر نداره و ماده گربه ای از سر لطف بزرگش کرده که بعد از همون هم دور شده همين بزرگ شدن با گربه اونو دچار ناهنجاری کرده سنجابه ها ولی دوست داره ماهی بخوره ! ... خانواده دکتر ارنست که همه خدا رو شکر زنده و سالمند اما هيچی برای زندگی ندارند , بايد همه چيز رو خودشون با کمترين امکانات درست کنند ... عجب پيام غير مستقيمی برای خودکفایی و صرفه جویی ! ... مهاجران همه هستند توی شهر هم هستند همه چی هم هست ولی پول ندارند ! چقدر گريه کرديم وقتی عمو جغد شاخدار مرد , وقتی هاچ مادرشو پيداکرد ... خدا می دونه وسط اين همه کارتون ژاپنی پر از اشک و آه اگه دل مرضيه برومندبرای ما بچه های بيچاره نمی سوخت و مدرسه موشهایی ساخته نمی شد و خدا خيرش بده اکبر عبدی کیف مدل کلاس اولی ها رو نمی انداخت روی دوشش و هر روز مدرسه اش دیر نمی شد , چه بلایی سر مون می اومد . تازه اين يک ساعت در روز تمام خوشی ما بود اگه عاشورا نبود, اگه 15 خرداد نبود و ... بعد تا دلتون بخواد برنامه اقتصادی و سياسی و جنگی و اخبار و مسابقه , ديگه مسابقه " نام ها و نشانه ها "ی پنجشنبه شب ها اند هيجان بود ... از هفت روز هفته حداقل 5 شب رازبقا میدیدیم , اونهم چه رازی و چه بقايی ؟ ... صحنه شکار حيوان نمی ديديم شايد چون هيجانش برای مردم مناسب تشخيص داده نمی شد ... صحنه دلبری برای جفتگيری و اصلا خود جفتگيری که حرفش رو نزن سکسی به حساب می اومد ... صحنه به دنیا اومدن ما فقط از تخم در اومدن رو دیده بودیم کم کم دچار اين توهم می شدی که همه حيوانات از تخم درميان ! خلاصه راز بقا شامل نماهای بسته يا لانگ شات هایی می شد از جانوارنی که ایستاده اند رو به افق پلک می زنند .... الان فکر می کنم می فهمم چرا برای ما بچه ها خود پديده بمباران تنوعی محسوب می شد ! هر جور حسابش رو بکنی خيلی جذاب بود نصفه شب همه شال و کلاه می کرديم می رفتیم پائين دم در ... فکر کن چه کيفی داره نصفه شب هم دوستت ندا رو ببينی و اصلا متوجه نباشی که دوست داری بابای ندا رو ببينی که نترسی از بمباران همون عيدی که سال در وضعيت قرمز تحويل شد , شايد برای اینکه بابای خودت رو هر دو هفته یک بار همش ده دقيقه می ديدی , اونهم از پشت شيشه با گوشی تلفن صداشو می شنوی اگه نوبت به تو برسه ! و هيچکدوم از همکلاسی هات نمی دونستند تو يک هفته در ميون چرا سه شنبه ها غيبت می کنی .
حادثه بزرگ اتفاق افتاد ... سال 64 کلاس دوم راهنمايی بودم سريالی از جنسی متفاوت ! حتی نوای نی پر از غمش هم حالتو يه جورايی خوب می کنه , چون چيز ديگری بود از جنسی ديگر ... آهنگش رو ندارم براتون بذارم اينجا اگه می خواهيد یادتون بياد اين جمله ها رو با صدای احمد آقالو به خاطر بيارين ...
روزی سلطانی به قصد شکار به نخچیر شد , ناگه پيری فرزانه از ره برسيد و به وی هشدار بداد که عنقريب کشته خواهد شد ! هراسی هولناک بر سلطان چيره گشت . وزير اعظم وخوابگزار چاره آن ديدند تا در شب حادثه شخص ديگری بر تخت بنشانند , پس شبان ساده دلی بیافتند , او را بفريفتند و با خود به قصر بياوردند ....
تيتراژ روی کتابی می اومد که ورق می خورد روی يکی از ورق های کتاب نوشته شده بود , آهنگساز : بابک بيات

* پی نوشت بعد از چیزی حدود هفت ماه : پیدا کردن ناگهانی این آهنگ به معجزه بیشتر شبیه بود ولی خب اتفاق افتاد . با هم گوش کنیم



 آلوچه خانوم | 3:06 AM 






Comments: Post a Comment


دفترچه‌ی یادداشت‌های آلوچه خانوم و همخانه‌اش



فید برای افزودن به ریدر


آلوچه‌خانوم روی وردپرس برای روز مبادا


عکس‌بازی


کتاب آلوچه‌خانوم


فرجام




آرشیو

October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 20009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009
January 2010
February 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
November 2010
December 2010
January 2011
February 2011
March 2011
April 2011
May 2011
June 2011
July 2011
August 20011
September 2011
October 2011
November 2011
December 2011
January 2012
February 2012
March 2012
April 2012
May 2012
June 2012
July 2012
August 20012
September 2012
October 2012
November 2012
December 2012
January 2013
February 2013
March 2013
April 2013
May 2013
June 2013
July 2013
August 2013
September 2013
October 2013
November 2013
December 2013
January 2014
February 2014
March 2014
April 2014
May 2014
June 2014
July 2014
August 20014
September 2014
October 2014
November 2014
December 2014
January 2015
February 2015




Subscribe to
Posts [Atom]






This page is powered by Blogger. Isn't yours?