آلوچه خانوم

 






Saturday, December 23, 2006

از شب قبل از یلدا که خودمون رو جایی دعوت کردیم تا ساعت 2 صبح امروز خيلی کم خونه بوديم . از این بازی دوی صبح امروز خبر دار شدم و همينطور از اينکه خداداد شتابزده منو هم بازی داده . استاد مخلصيم ! ... و بعد از پابليش کردن پستم متوجه شدم که دعوت مريم گلی رو هم لبيک گفته ام .
حالا 5 تا چیزی که در مورد من نمی دونید . فقط قول بدين بعدش هم کماکان منو دوست بداريد .

1 – بهتون تاحالا در مورد دماغ وحشتناکم هيچی نگفتم و اينکه ابعاد فاجعه اونقدر وسيعه که به ريسک عمل نمی ارزه بخاطر همين وقتی 10 سال پيش وقتی فهميدم بايد دوباره عينک بزنم – بچه که بودم یه دوره کوتاهی عينک می زدم - خيلی خوشحال شدم که می تونم بخشی اش رو زير عينک قايم کنم .

2- از صاف کردن آدمها لذت می برم و همينطور با برچسب زدن بهشون اما اینکارو طوری انجام می دم که خيلی وقتها در حين صاف شدن به خودشون هم خوش میگذره بيشتر از اينکه ناراحت بشن خنده شون می گيره یا یوهو خلع سلاح می شن انگاری! فکر میکنم به اين خاطر در اينکار مهارت پيدا کردم که احتمالا از اون دسته آدمهايی هستم که ظرفيت طرف مقابل این بازی بودن رو ندارم چون اصولا به طرز احمقانه ای به سرعت بابت هرچیزی گريه ام می گیره حتی ياد آوری گل دوم ايران به استراليا ,

3 - اولين بار که خودمو به وضوح يادم می ياد داشتم يه چیزی با خودم زمزمه می کردم 28 سال پيش وقتی 5 ساله بودم توی حياط مهد کودک , یه گوشه خلوتی رفته بودم داشتم می خوندم : " ... اگه تو بيای تو شهر عشق, منو هرچی گل تو باغچه هاست , به هوای تو پرمی گیریم ... " فکرشو بکنيد شهره ! خيلی خز بودم نه ؟

4 – می تونم در کسری از ثانیه قابل باور ترين دروغهای شاخدار دنيا بسازم . باور نمیکنيد ؟ می تونيد از آقای همخونه بپرسيد ...هنوز باورش نمی شه و حتی وحشت زده می شه از يادآوری اينکه وقتی دوست بودیم چطوری بابت دیررسيدنم به خونه و جيم شدنهام بامعصوميتی که در چهره ام موج می زد برای مامانم تعريف میکردم کجا بودم و چه کار می کردم .

5 – می تونم تا سرحد مرگ ... دقيقا تا سر حد مرگ از اينهايی که می نويسم بخورم . پسته خام , تمشک که ما رشتی ها بهش می گیم " ولش" , آلبالوی رسيده سياه , گردوی تازه و همينطور فسنجون رشتی خودمون و دلمه فلفل و بادمجونی که خودم و مامانم می پزيم و کله پاچه ...
تقريبا توی تمام کله پزی هايی که از کنارشون رد شدم و توی مسيرم در 15 سال گذشته بودند تنهايی رفتم و کله پاچه خوردم ... آخرين دفه آبان ماه امسال صبح روزی که رفته بودم برای آقای همخونه کادوی تولد بگيرم همون کله پزی که توی فردوسی یه کمی بالاتر ازمنوچهريه ! نمی دونم چرا هميشه وقتی براش تعريف میکنم يه جوری متاسف سرشو تکون می ده !

و 5 نفری که من به اين بازی دعوتشون می کنم ... آقای همخونه ( فکرشو نمی کردی عزيزم اينقدر پلشت باشم نه ؟) و جناب ولگرد پرسپولیسی عشق کميايی , نارنج که فکر میکنم کماکان حقايق فراوانی برای رو کردن داشته باشه , ساروی کيچا , همکلاس قديمی سبک وزن خودم ....

راستی با تمام تلاشی که وبلاگستان فارسی در لو دادن خودش و رو کردن حقايق کرد... دوست داشتنی ترين راز رو شبدرچهار پر بر ملا کرد !

 آلوچه خانوم | 12:44 PM 






Comments: Post a Comment


دفترچه‌ی یادداشت‌های آلوچه خانوم و همخانه‌اش



فید برای افزودن به ریدر


آلوچه‌خانوم روی وردپرس برای روز مبادا


عکس‌بازی


کتاب آلوچه‌خانوم


فرجام




آرشیو

October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 20009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009
January 2010
February 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
November 2010
December 2010
January 2011
February 2011
March 2011
April 2011
May 2011
June 2011
July 2011
August 20011
September 2011
October 2011
November 2011
December 2011
January 2012
February 2012
March 2012
April 2012
May 2012
June 2012
July 2012
August 20012
September 2012
October 2012
November 2012
December 2012
January 2013
February 2013
March 2013
April 2013
May 2013
June 2013
July 2013
August 2013
September 2013
October 2013
November 2013
December 2013
January 2014
February 2014
March 2014
April 2014
May 2014
June 2014
July 2014
August 20014
September 2014
October 2014
November 2014
December 2014
January 2015
February 2015




Subscribe to
Posts [Atom]






This page is powered by Blogger. Isn't yours?