|
Monday, September 03, 2007
بالاخره به این اطمینان رسیدم که اسپایدرمن برای پسرها معادل باربی و تمام مشتقاتش برای دخترهاست ! همانقدر هم جک و جواد ! باربد که اصلا فیلمش را ندیده بود اول از هر چیزی عروسک آویزون از سقف اسباب بازی فروشی نظرش رو جلب کرد ... بادیدن فیلم" شگفت انگیزها" قدری - یعنی خیلی - حواسش از ماجرا پرت شد تا اینکه روزهای آخری که همسایه مامان بودیم وسط محبتهای قلمبه دم رفتن صاحب یک دست کامل لباس و ماسک و دستکش و عروسک و نشان و خلاصه یک عالمه چیز با نشان اسپایدر من شد ! کم کم با دقت به پسربچه های مهد , پارک , خیابان از بچه ای از بی ام و چنین و چنان پیاده می شه تا پسر سرایدار دفتر مجله دوست آقای همخونه, متوجه شدم هممه بخشی از لباسشون نقش اسپایدرمن رو داره ... خلاصه باربد وسط این هیر و ویر کم جوگیر بود همین الان در همین لحظه بعد از یک خواب بی موقع کاملا سر حال و هوشیار نشسته داره فیلمشو می بینه برای اولین بار ... داشتم بین کانال ها می چرخیدم شنیده بودم امشب ساعت یازده و نیم ها ! نمی دونم چرا به کل از ذهنم پرید بعد هم نتونستم حواسش رو پرت کنم ! خلاصه که خدا بهمون رحم کنه از فردا که احتمالا توهم اسپایدرمن بودگی پسر کوچک خانه ما از قوه به فعل دربیاد چه خاکی به سرمون بریزم ؟
اسپایدرمن یه طرف ! جو هری پاتر به شدت اینجانب و اطرافیانم رو اخذ نموده! همسایه ها از اول شروع کردند به خوندن! فکر میکنم بعد ازاینکه جلد دوم کتاب هفت با ترجمه اسلامیه در اومد منم اینکارو بکنم و همینطور یکبار دیگه فیلم ها رو ازاول ببینم . احتمالا همسر مهروش از فردا از حقوقی که قانونا به مرد ایرونی اجازه میده کنترل همه امور ضعیفه رو به عهده بگیره استفاده نموده و معاشرت اینجانب رو با اون جناب ممنوع خواهد کرد ! چون وقت و بی وقت عین بختک ( شاید هم مثل دابی ) در منزل همخانگی اونها ظاهر شده جلد بعد رو به مهروش مربوطه رسوندم !
جلد آخر رو با ترجمه مزخرف آقای نورالهی دو هفته پیش خوندم و کلی از جمع وجور شدن داستان
لذت بردم مخصوصا اینکه حدسیاتم در مورد جاودانه ساز هفتم و همینطور مسائل بین اسنیپ و دامبلدور درست در اومد خیلی کیف کردم ! اینو هم بگم که کماکان بابت مرگ فرد از خانوم رولینگ عصبانی ام ! شما در کل این هفت جلد دوست داشتنی تر از فرد و جرج سراغ داشتین ؟ این چه کاری بود آخه ؟
* بی ربط : ? Shall we dance
|
|