آلوچه خانوم

 






Friday, November 02, 2007

5 ساله شدی واقعاً؟ یادت می آید روزهایی که دنیا آمدی صفحه صورتی دوست داشتنی؟ می دانی در بدترین روزهای زندگی مان آمدی. کسی که باورش نمی شود، پس بگذار راحت بگویم حتی به جدا شدن هم داشتیم فکر می کردیم، یا به بچه دار شدن برای با هم ماندن. می دانستیم به پیسی خورده این زندگی سخت و بی فردای دو نفره. .. اما حرف زدن با هم را که هنوز یادمان نرفته بود و راه پیدا کردن را. وسط تلخی آن همه حرفهای به بن بست رسیده دنبال راه حل می گشتیم برای دوباره پیدا کردن هم. کم که هزینه نکرده بودیم برای به هم رسیدن. و حالا خورده بودیم به دیوار روزمرگی زندگی. چه کنم چه کنم هایمان رسید به کوه رفتن، سفر کردن، فیلم دیدن و .... نمی دانم از کجا شنیده بود مادرت که گفت دوست دارم دوباره بنویسم، وبلاگ بنویسم. و من وبلاگ را فقط شنیده بودم تا آن روز. گشتیم و پیدایت کردیم و مثل پدر ژپتو سر و شکلت دادیم و خلقت کردیم و مادرت اولین شیر را به دهانت گذاشت. اسمت را من گذاشتم. نمی دانم چه شد که گفتم آلوچه خانوم. این اسم مادرت بود وقتی آن لباس راه راه سرهمی را می پوشید در خانه و من می گفتمش: باز که آلوچه شدی! شاید هم شیطنت کردم و خواستم اسمت بالای فهرست باشد. آن روزها آخر حدود صد وبلاگ موجود را با الفبا مرتب می کردند و بلاگ رولینگی نبود که نامها را به روز بچرخاند. از فکر این که غیر از خودمان حتی دو نفر دیگر هم ببینندت مست می شدیم. وقتی پای پست هایت کامنت را گذاشتیم باورمان نمی شد که این حرفها جواب دار هم بشوند. وقتی لینکت کردند، وقتی اولین کامنت را گرفتی، وقتی ... وقتی .... .
همه این وقتی ها شیرین بود غیر از یکی. وقتی اولین بار به آغوش من افتادی و من نوشتمت . مادرت بار نیمه راهی را گم کرده بود و اولین بار بود که تنها درد می کشید، بدون من. و من اولین درد تنهایی را می کشیدم، بدون او. مطابق معمول خواستم خلاف حالم دیده شوم و این شد قاعده ام با تو که لودگی کنم و شرخوشی. بد شگون پدرت شدم و می دانی. اما نمی دانی که فکرش را هم نمی کردم این همه دم به زندگیمان بدمی. مرداد قبل از آمدنت را یادم میاید میان آن همه دوست آن روز که نمی دانستیم چه کارشان کنیم. آن قدر مرداد یک روز در میان تولد رفقا رفتیم که آخرش فقط فکر می کردیم مگر نه ماه قبل از مرداد چه خبر است؟ و امروز همه آن رفاقت ها خاطره هایی با لبخندی تلخند و امروز هر رفیقی داریم رد و رگه ای از تو دارد. هر رفیقی. 5 سالگیت مبارک صفحه دوست داشتنی. به خاطر همه لحظه های قشنگی که برایم ساختی، همه آدمهایی که به زندگیم آوردی و همه بغض های خفه شده ای که به گوش هایی که باید می شنیدند رساندی. من بی تو نمی دانم امروز که بودم. نمی دانم امروز زندگی چگونه بود. خانه ام کجا بود. دغدغه هایم کدام آدمها بودند. به خاطر همه قاصدکها، نارنج ها، خداداها، مازیارها، لیلی ها و ..... راستی کابوس های کودکیم را هم گرفتی . این را ما سه نفر فقط می دانیم. الهی روز به روز بلند قد تر شوی اما به تلخی نزنی.
همخانه لعنتی. فردا جوابت را می دهم که این جشن تولد خراب نشود.

 Farjam ‌ | 12:37 AM 






Comments: Post a Comment


دفترچه‌ی یادداشت‌های آلوچه خانوم و همخانه‌اش



فید برای افزودن به ریدر


آلوچه‌خانوم روی وردپرس برای روز مبادا


عکس‌بازی


کتاب آلوچه‌خانوم


فرجام




آرشیو

October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 20009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009
January 2010
February 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
November 2010
December 2010
January 2011
February 2011
March 2011
April 2011
May 2011
June 2011
July 2011
August 20011
September 2011
October 2011
November 2011
December 2011
January 2012
February 2012
March 2012
April 2012
May 2012
June 2012
July 2012
August 20012
September 2012
October 2012
November 2012
December 2012
January 2013
February 2013
March 2013
April 2013
May 2013
June 2013
July 2013
August 2013
September 2013
October 2013
November 2013
December 2013
January 2014
February 2014
March 2014
April 2014
May 2014
June 2014
July 2014
August 20014
September 2014
October 2014
November 2014
December 2014
January 2015
February 2015




Subscribe to
Posts [Atom]






This page is powered by Blogger. Isn't yours?