آلوچه خانوم

 






Monday, February 25, 2008

فکر میکنید من بتونم بیدار بمونم تا پخش زنده ی اسکار رو ببینم ؟ از صبح با باربد مریض کم حوصله بیرون از خونه بودم تا همین نیم ساعت پیش !... برای تنوع این وسط محبور شدم با مامانم برم وزرا تا برای خواهرم مانتو ببریم با تعهد درش بیاریم ... مانتوش کوتاه بود گویا ! اونجا یک عالمه پسر دیدیم که جرمشون این بود که موهاشون مثل موهای باربد توی همین عکس کنار صفحه بود . از مامانم می پرسیدم که به نظرش باربد رو هم اگه با این قیافه بیرون باشه می گیرند ؟ البته مامانم فکر کرد برای پرت کردن حواسش دارم مزه پرانی میکنم ولی من کاملا جدی سوال میکردم ... با اتفاقاتی که اونجا در جریان بود اصلا همچین چیزی بعید نیست باورکنید
حالا فکر میکنید من بیدار می مونم ؟ تازه قراره زنگ بزنم سلماز رو هم بیدار کنم . همین الان یادم اومد که سال گذشته هم باربد شب اسکار به شدت مریض بود و تب داشت .
هنوز خیلی از فیلم های اسکار رو ندیدم ... "جونو" رو دیدم "پرسپولیس ", "رتتویی" , "تاوان" یا "کفاره" . دو هفته با خودم کلنجار رفتم دست آخر نتونستم "الیزابت" رو ببینم حتی کلایو اوئن محبوبم نتونست باعث بشه حاضر به تحمل کیت بلانچت بشم . اه ... اه .... اه ...
فیلم هایی رو که دیدم همه شون رو دوست داشتم گرچه که هیچ ربطی به هم ندارند ... "رتتویی" رو خیلی دوست داشتم ولی عمیقا امشب برای مرجان ساتراپی آرزوی موفقیت میکنم ! هر چند خیلی بعید به نظر می رسه "پرسپولیس" بتونه از "رتتویی" جلو بزنه
فکر کنید اگه واقعا مرجان ساتراپی اسکار رو بگیره فردا توی اخبار اینجا اعلام میکنه استکبار جهانی از اونجایی که بدجائی اش بابت بسته شدن پرونده هسته ای ایران سوخته ! به فیلم سراسر دروغ پرسپولیس اسکار اهدا کرد ... فقط یک سوال بی ربط دارم واقعا این پرونده بسته شده و یعنی همه چی تموم ؟ یا اینکه شورای امنیت در حال صدور قطعنامه جدیده ؟ قطعنامه و پرونده و اینا به کنار ! جدا سراسر دروغ ؟ اگر به نظرشون پرسپولیس سراسر دروغه آدم دوست داره وارد مباحث متافیزیک شده نظر ایشان رو درمورد اعتقادشون به روح بدونه !
داشتم در مورد فیلم ها می گفتم "کفاره" خوب بود ... ریتم خاصی داشت . آدمو درگیر موقعیت میکرد . انگاری بار اون عذاب وجدان روی شانه های تو وقتی فیلم رو تماشا میکردی سنگینی می کرد... خیلی بهتر از کار قبلی کارگردانش یعنی "غرور و تعصب بود" . البته به نظر من !
"جونو" علی رغم مشکل خیلی جدی و مزخرفی که درگیرشه سرخوشی خوشایندی داره ! خوشت می یاد و می بینی قصه با همین سرخوشی کودکانه در کمال ناباوری تا آخر پیش می ره ... دیدنش برای پدر و مادرهای اینجا شدیدا توصیه می شه که عزیزان من ببینید ... هیچ اتفاق خاصی نیفتاده ... هیچ کجای زمین به آسمون نمی رسه یا بالعکس ... بچه گه نخورد که !؟ ببینید چقدر راحت می شه مثل آدم رفتار کرد !
به نظر می یاد من خیلی خوابم می یاد ... بی ادب شدم به قول باربد حرفهای بد می زنم . می رم یک قهوه توپس برای خودم بچاقم . بقیه فیلم ها رو هم هر وقت دیدم نظرات گوهر بارم رو باشما در میون میذارم

راستی هی می خوام اینو بنویسم اینجا نمی شه ! برخلاف انتظارم خیلی زیاد از فیلم" بادبادک باز" خوشم اومد ... کتابش رو دوست نداشتم! تلخی بیش از حدش آزارم می داد ... طولانی بود دست کم می شد دویست صفحه ازش کم کنی بدون اینکه به قصه صدمه بزنی ! تحمل خودکشی آخر قصه رو دیگه اصلا نداشتم ... چقدر خوب بود که اینها توی فیلم تعدیل شد و اون خودکشی حذف شده بود. کارگردان خدارو شکر اینو فهمیده بود که بلاهایی که سر اون بچه اومده برای اینکه تبدیل به موجود گوشه گیر و ساکتی بشه که دیدیم کفایت میکنه لازم نیست بلای دیگه ای سرش بیاد.
صفای فیلم رو دوست داشتم . رفاقت و وفاداری شون رو ! مظلومیت آدم هایی که به اجبار کوچیدند دلمو ریش میکرد ... غربت غریبشون حتی در شاد ترین لحظاتشون مثل عروسی درگیرت میکنه . شاید تاثیر فارسی زبان بودنشون بود که اینطور منو تحت تاثیر قرار داد . همایون ارشادی اش رو هم خیلی دوست داشتم ... صحنه ای که توی اون بار لیوانش رو بلند میکنه میگه Fuck the Russia کلی خندیدم.

* پی نوشت پست پائینی : اگه درست نگاه کنید من نوشتم سنتوری رودوست داشتم ولی بهم نچسبید و بعد دلایلش رو توضیح دادم

* پی نوشت بعد از ضایع شدگی : الان ساعت 5.5 صبحه و تصویر One TV ما از چیزی نزدیک به یک ساعت پیش یعنی نیم ساعت مونده به شروع مراسم اصلی پریده :( حیف شد ! از مجری امسال خوشم می اومد ... امیدوارم بشه تکرارش رو دید ! به هر حال تا این لحظه مثل اینکه "رتتویی" همونطور که انتظار می رفت اسکار بهترین انیمشن رو گرفته ! باربد که نیم ساعتی می شه بیدار شده از شنیدن این خبر مسرت بخش از CNN برای اولین بار از سر شب به روی من لبخند زد .

 آلوچه خانوم | 12:08 AM 






Comments: Post a Comment


دفترچه‌ی یادداشت‌های آلوچه خانوم و همخانه‌اش



فید برای افزودن به ریدر


آلوچه‌خانوم روی وردپرس برای روز مبادا


عکس‌بازی


کتاب آلوچه‌خانوم


فرجام




آرشیو

October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 20009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009
January 2010
February 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
November 2010
December 2010
January 2011
February 2011
March 2011
April 2011
May 2011
June 2011
July 2011
August 20011
September 2011
October 2011
November 2011
December 2011
January 2012
February 2012
March 2012
April 2012
May 2012
June 2012
July 2012
August 20012
September 2012
October 2012
November 2012
December 2012
January 2013
February 2013
March 2013
April 2013
May 2013
June 2013
July 2013
August 2013
September 2013
October 2013
November 2013
December 2013
January 2014
February 2014
March 2014
April 2014
May 2014
June 2014
July 2014
August 20014
September 2014
October 2014
November 2014
December 2014
January 2015
February 2015




Subscribe to
Posts [Atom]






This page is powered by Blogger. Isn't yours?