آلوچه خانوم

 






Tuesday, May 24, 2011

مادر یا بچه !؟

یک مادری هست سه بچه و یک دامادش را دهه‌ی شصت ازش گرفته . خاطره که تعریف می‌کرد – حالا دیگر خیلی حرف نمی‌زند دو عید است که ساکت نگاه‌مان می‌کند – قبل از اسم هر درگذشته‌ای, می‌گفت " زنده‌یاد " اما به بچه‌هایش که می‌رسید قبل از اسم‌شان می‌گفت "مار بیمیره" ( در گویش گیلکی یعنی "مادر بمیرد" و وقتی قبل از اسم بچه می‌‌آورد یعنی مادرش بمیره) مثلن می‌گفت در فلان تابستان "مار بیمیره ویدا" فلان جا بود . نمی‌دانید توی دل شنونده چه آشوبی می‌شود وقتی فکر می‌کند در دل‌ش چه می‌گذرد ...

یک مادری هست سی‌ام همین خردادی که امروز سومین روزش است حتی نمی‌داند می‌شود برود سر سنگ ندایش بنشیند یا نه .

یک مادری هست سارایش بیست و هشتم همین خرداد می‌شود یک سال که رفته و آرشِ سارایش درست چهار ماه بعدش .

یک بچه‌ای هست همسایه‌ی همین وبلاگستان, خودش مادر است اما مثل بچه‌ای است که گم شده بس که همیشه دل‌ش برای مادرش تنگ است. می‌شناسیدش مامانِ سامی را می‌گویم .

همسایه‌ی دیگر وبلاگستان, دوست همکلاسی سبک وزن قدیمی‌ام چند روز پیش روز مادر آن‌ور آبی‌ها عکس قدیمی زن زیبایی را در پروفایل پیکچرش گذاشت زیرش نوشت "به یاد مامان شیرین‌م " .

یک بچه‌ای هست امروز جای خصوصی‌تری نوشته در محل کار پلاکی داده‌اند از گردن مادرش آویزان کند و او تصویرش از گردنِ مادرش يك تصوير سياه و سفيد پر اضطراب كنار يك طناب است ! بله ... باز هم همان دهه‌ی شصت هم مادرش و هم پدرش .

هستند زنانی که آرزوی مادرشدن‌ را مثل یک شمع توی دل‌شان روشن نگه داشته‌اند. یکی‌شان امیدش به بار نشسته منتظر تولد بچه‌ای است که توی دل‌ش چرخ می‌زند . وقتی فهمیدم برایش نوشتم من به امیدِ تو ایمان آوردم .

یک عالمه بچه می‌شناسیم که از مهرآباد یا فرودگاه امام پریدند یا پراندن‌شان, از مادران‌شان دورند چند روز پیش پروفایل پیکچرشان در فیس‌بوک عکس مادران‌شان بود و مادران‌شان امروز نشسته‌اند پای تلفن منتظر . یک زمانی روز مادر دوره می‌چرخیدم به مادران دوستان‌م سر می‌زدم . نمی‌دانستم کار درستی است یا دارم نبودن ها و نداشتن ها را یادشان می‌اندازم . هنوز هم نمی‌دانم .

اولین هدیه‌ای که روز مادر از مهد به خانه آورده‌ام مقوایی است از وسط تا شده که توش چند لکه رنگ است و چسب و اکلیل که بواسطه‌ی تا شدن قرینه در آمده بود . هنوز هم دارم‌ش . رویش مربی مهد کودک‌م نوشته . مادر دوست‌ت دارم . اناهیتا , اناهیتا را بدون آ با کلاه نوشته همانطوری که توی شناسنامه‌ی با نشان شیر خورشیدم نوشته شده بود نمی‌دانم مسئول ثبت احوال وقت تغییر شناسنامه از سر وظیفه شناسی آ کلاه دار نوشته یا از سر بی‌توجهی و بی مسئولیتی !

اولین هدیه‌ی روز مادر که گرفتم تماشای نمایش بهرام بیضایی بود " مجلس شبیه در ذکر مصائب ... " بچه‌ی یکسال ونیمه را پیچاندم و رفتیم ... امسال هم قرار است بپیچانم‌ش بروم یک شهر دیگر توی دل‌م مجلسی برپاست ...

همه‌ی این‌ها را گفتم که بگویم من شکر خدا مادر دارم , بچه هم دارم, ولی از روز مادر بیزارم, بابت بغض‌هایی که قورت داده می‌شوند همینطور روز پدر , روز غمگینی است که آدم‌های دور و نزدیک را یاد نداشته‌هایشان می‌اندازد. وحشتم می‌گیرد از نداشتن‌ها . نمی‌دانم کدام دردناک‌تر است مادر باشی یا بچه وقتی که نداری‌اش بچه را یا مادر را.

 آلوچه خانوم | 2:14 PM 






Comments: Post a Comment


دفترچه‌ی یادداشت‌های آلوچه خانوم و همخانه‌اش



فید برای افزودن به ریدر


آلوچه‌خانوم روی وردپرس برای روز مبادا


عکس‌بازی


کتاب آلوچه‌خانوم


فرجام




آرشیو

October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 20009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009
January 2010
February 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
November 2010
December 2010
January 2011
February 2011
March 2011
April 2011
May 2011
June 2011
July 2011
August 20011
September 2011
October 2011
November 2011
December 2011
January 2012
February 2012
March 2012
April 2012
May 2012
June 2012
July 2012
August 20012
September 2012
October 2012
November 2012
December 2012
January 2013
February 2013
March 2013
April 2013
May 2013
June 2013
July 2013
August 2013
September 2013
October 2013
November 2013
December 2013
January 2014
February 2014
March 2014
April 2014
May 2014
June 2014
July 2014
August 20014
September 2014
October 2014
November 2014
December 2014
January 2015
February 2015




Subscribe to
Posts [Atom]






This page is powered by Blogger. Isn't yours?