آلوچه خانوم

 






Sunday, April 09, 2006

بالاخره طلسم شکست و ما رفتيم سينما . روز 11 فرودين جمعه بود قراربود بريم کوه باربد رو هم برای اولين بار شب يعنی ساعت 3 شب خونه مامان گذاشتيم ولی خواب مونديم و ديديم بهترين فرصته برای سينما رفتن ... بالاخره از آرزو نمردم و چهار شنبه سوری رو ديدم . دوستش داشتم . فيلم خوب و متفاوتی بود . اشکال داشت ها ولی اينکه همچين فيلمی در اين ابعاد ديده بشه و مورد توجه قرار بگيره خيلی خوبه . اصلا لازمه .
من هر چی نقد و نظر در موردش خونده بودم مثبت بود... يه کمی انتظارم بيشتر از چيزی بود که ديدم ... نمی فهمم چرا اينقدر از بازی حميد فرخ نژاد تعريف می کنند ... هنوز داره فرحان عروس آتش رو تکرار می کنه ... ترانه هم خوب بود ... مخصوصا با اون حادثه وحشتناک ريتم بازی اش رو خيلی خوب حفظ کرده بود ولی معلوم بود مال اين طبقه و از اين جنس آدمها نيست ... شاهکار فيلم هديه تهرانی بود. فيلم رو يک تنه نگه می داره به نظر من ... دقيقا شکنندگی و به هم ريختگی زنی رو که شک داره پدرشو در می ياره توی اين نقش می بينيد ... اصلا فوق العاده بود ... فيلم يه کمی دير تموم می شه من وقتی که روحی سوار موتور عبدالرضا می شه و از اون سرازيری پائين می رن انتظارداشتم فيلم تموم شه ... نمی دونم چرا کارگردان اصرار داره بعدش رو ببنيم ... تنهايی مردان فيلم و سر کردن زنان بابچه ها شون البته واقعی بود . حتی تفاوت بين مدل رابطه مادر با فرزند دختر و يا پسر رو می بينم . اينو می بينيم که بچه هديه که پسر بچه ای هفت ساله است خوابه اما چراغ خونه سيمين روشنه احتمالا با دخترش گپ می زنه و اوقات خوشی رو می گذرونه اونقدر که می شه مطمئن بود در اون لحظات اصلا به قطع ارتباط بعد از ظهر قبلش با مرتضی فکر نمی کنه ... واقعا زنها اين مدلی هستند ... می تونن جبران ناکامی ها و بر بادرفتگی جوانی شون رو توی قامت و آينده بچه هاشون پيدا کنند با همه جبر و عرف و قانونی که حاکمه در پايان يه زندگی از دست رفته زنها کمتر احساس شکست مي کنند ... به درست و غلطش کاری ندارم ولی اين وجود داره ... اميد بستن به خوشبختی ها و موفقيت های آينده بچه ای که داره برای خودش خانوم و يا آقايی مي شه ... شايد به خاطر همينه وقتی بچه به راه خودش می ره دنيای مادرها به هم ميريزه ... چی داشتم می گفتم؟ با همه اينها من ترجيح می دادم اين صحنه ها رو نبينم وفيلم همون جا تموم می شد ...
بعد از يه روزی توی جشنواره سال 81 که برای ديدن واکنش پنجم رفته بوديم سينما کريستال ديگه نشد که بريم . دو ماه بعدش باردار شدم ... بعد هم که جناب باربد تشريف آورده بودند... البته يه بار من نامردی کردم و باربد کمتر ازدو ماهه رو پيش آقای همخونه گذاشتم و رفتم جشنواره برای ديدن مهمان مامان ... توی اين مدت فيلم ها رو توی خونه ديديم ... مخصوصا اين اواخر چند تايی رو که نديدنشون بعد جوری سر دلم مونده بود رو ديدم مثل گيلانه , کافه ترانزيت و ...
حالا اميدوارم بشه تا قبل از چهار شنبه ماهمه خوبيم روببينيم فکر میکنيم هفته آخر اکرانش باشه راستش مال يکی از دوستهامونه اگه ديدينش نظرتونو برام بنویسين می خوام بدونم

 آلوچه خانوم | 8:02 PM 






Comments: Post a Comment






فید برای افزودن به ریدر


آلوچه‌خانوم روی وردپرس برای روز مبادا


عکس‌بازی


کتاب آلوچه‌خانوم


فرجام




آرشیو

October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 20009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009
January 2010
February 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
November 2010
December 2010
January 2011
February 2011
March 2011
April 2011
May 2011
June 2011
July 2011
August 20011
September 2011
October 2011
November 2011
December 2011
January 2012
February 2012
March 2012
April 2012
May 2012
June 2012
July 2012
August 20012
September 2012
October 2012
November 2012
December 2012
January 2013
February 2013
March 2013
April 2013
May 2013
June 2013
July 2013
August 2013
September 2013
October 2013
November 2013
December 2013
January 2014
February 2014
March 2014
April 2014
May 2014
June 2014
July 2014
August 20014
September 2014
October 2014
November 2014
December 2014
January 2015
February 2015




Subscribe to
Posts [Atom]






This page is powered by Blogger. Isn't yours?