آلوچه خانوم

 






Thursday, September 25, 2014

بچه‌ها برگه‌ی ثبت‌نام را گذاشتند جلوی رویم و گفتند ترم تمام شد دیدیم اصلن برای باربد پرونده تشکیل نشده. عجله داشتیم ماشین منتظرمان بود .  تند تند خرچنگ قورباغه مشخصات را می‌نوشتم.  اولین بار بود جلوی شغل مادر نمی‌نوشتم " خانه‌دار"  برای چند لحظه بازوی آزادم را  فشار داد.  توی ماشین با یک شعف خوبی توی چشم‌های تیره‌ی براقش گفت " برات خیلی خوشحالم " 
جان قشنگی دارد این بچه که در آستانه‌ی یازده سالگی بلد است برای دیگری خوشحال باشد حتی به قیمت تجربه‌ی اولین تابستانِ تنهایی. 

 آلوچه خانوم | 9:17 AM 








Monday, September 22, 2014

آقای "میم"  تاکید کرد " بی " همواره جدا از کلمه‌ی پس از خود نوشته می‌شود،  مگر آن‌که  کلمه‌ بسیط‌گونه نباشد.  یعنی معنای آن دقیقن مرکب از معنای اجزای آن نباشد.  مانند بیهوده،  بیراه،  بیچاره،  بینوا،  بیجا،  بیخود و ...
من این را نمی‌فهمم، توضیح هم که می‌دهد باز گیر می‌کنم.  می‌گوید " بی‌هوش و حواس "  فرق می‌کند با " بیهوش " در اتاق عمل.  می‌فهمم‌ها،  اما یک چیزی در من مقاومت می‌کند، بدون چیزی بودن - از خیلی خوب تا خیلی بد،  فرقی نمی‌کند - آن‌قدر مهم است که "بی" را همواره و بدون هیچ استثنایی جدا کنی  و به اجزای کلمه جدا جدا نگاه کنی.  چه "بی‌چاره"  چه "بی‌تا"  !  

آقای" ر" می‌گوید سر و کله زدن با " سندرم پای بی‌قرار " سخت است انگاری،  اما خیلی ترکیبِ شاعرانه‌ای‌ست . فکر کن! پای بی‌قرار ... آقای "ر "  است دیگر!   می‌خندم ، بی‌ربط است،   اما یاد بی‌قراری اش می‌افتم  ، وقتی تکلیف پای آسیب‌دیده‌ای توی اورژانس بیمارستان پارس نامعلوم بود ، این‌که می‌خواست هرچه باید انجام بگیرد زودتر انجام شود و چیزی معطل و بلاتکلیف نماند .

از آقای " میم "  درباره‌ی  بی‌قرار می‌پرسم ‌ ، می‌گوید بی‌قرار نه،  بیقرار !  چانه می‌زنم  ، می‌پرسم  "بی‌قرار و آرام " چه‌طور؟  می‌گوید "بی" همواره به "قرار " می‌چسبد. می‌گویم پس من می‌نویسم "بی‌آرام و قرار"  .   قبول می‌کند! 


 آلوچه خانوم | 10:29 AM 








Sunday, September 14, 2014

دکتر محمد صنعتی در مصاحبه‌ای مفصل و خواندنی با ماهنامه‌ی "زنانِ امروز " درباره‌ی عشق این‌طور گفته‌اند : 
... عشق آموختنی‌ است،  منتها نه در چهارچوب عقلانیت، بلکه در همین رابطه‌ی احساسی با مادر است که آموخته می‌شود. منظورم کسی است که بچه را بزرگ کرده‌است.  باید بگویم عشق به‌نام مادر تجربه و خلق می‌شود و ظرفیتش در ما به وجود می‌آید... 
.
.
.
پیش‌تر‌ها  دوبار چیزکی نوشتم.  چیزهایی که باید  با احتیاط به‌شان نزدیک می‌شدی.  می‌ترسیدم برچسب بماند رویم که دارم حکم می‌دهم ( که اتفاقن رویم ماند)  اما جرات کردم   و با سواد ناقص‌م نوشتم‌شان که  به چشم من چرا آدم‌ها این‌همه  بی‌مسؤلیت‌اند.  که تغییر باید خانه به خانه و آدم به آدم اتفاق بیفتد ... که سلامت میانه‌هایی که بعدترها شکل می‌گیرند ، امروز دست ماست.  نگذاریم تاوانش بماند برای یک نفر دیگر. حتی یادم هست چرا و چه‌طور شد که خواستم یک جایی توی این صفحه بمانند.  اینجا   و اینجا
مصاحبه‌ی دکتر صنعتی را از دست ندهید. خواندش خیالم را راحت کرد. کاش این را هم  از ایشان می‌پرسیدند برای والدین وقتی همه‌چیز تا جایی‌که امکان دارد، سر جای خودش باشد چه اتفاق ماندگاری می‌افتد. 

 آلوچه خانوم | 7:32 PM 








Friday, September 05, 2014

یک وقتی هم بنشینم سر فرصت از "ادبیات شکست" بنویسم و لزوم دانستن‌ش و رعایت‌ش . نمی‌شود برنده باشی و دنیا به‌به باشد، وقتی شکست‌خوردی  هم به‌به که  باختی . حماسه بسازی از افتضاح به‌بار آمده.  این رقت‌انگیز است ... برنده بودن به‌کنار،  شکست هم قواعد خودش را دارد.

 آلوچه خانوم | 12:50 AM 








دفترچه‌ی یادداشت‌های آلوچه خانوم و همخانه‌اش



فید برای افزودن به ریدر


آلوچه‌خانوم روی وردپرس برای روز مبادا


عکس‌بازی


کتاب آلوچه‌خانوم


فرجام




آرشیو

October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 20009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009
January 2010
February 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
November 2010
December 2010
January 2011
February 2011
March 2011
April 2011
May 2011
June 2011
July 2011
August 20011
September 2011
October 2011
November 2011
December 2011
January 2012
February 2012
March 2012
April 2012
May 2012
June 2012
July 2012
August 20012
September 2012
October 2012
November 2012
December 2012
January 2013
February 2013
March 2013
April 2013
May 2013
June 2013
July 2013
August 2013
September 2013
October 2013
November 2013
December 2013
January 2014
February 2014
March 2014
April 2014
May 2014
June 2014
July 2014
August 20014
September 2014
October 2014
November 2014
December 2014
January 2015
February 2015




Subscribe to
Posts [Atom]






This page is powered by Blogger. Isn't yours?