Sunday, December 15, 2019

.

فردا می‌شود یک ماهگی وقایع‌ آبان ۹۸. این‌جا همیشه همه‌چیز سخت بوده،  اما این یک‌ماه انگار مشغول هم‌زیستی با دیوانه‌سازهای آزکابان‌م،  درست‌ترش می‌شود مشغول‌ زندگی نکردن، نفس نکشیدن، خفگی، خشم و نا‌امیدی بی‌سابقه. 
بیست و پنجم آبان با برف شروع شد، آن‌قدر لحظات اولیه‌ی برف آن شنبه‌ی آخر  آبان، دور و بعید است که انگار برف پارسال بود. قدر هزار سال گذشت، هزار سال سیاه. 
می‌دانم می‌گذرد (می‌دانم؟ می‌گذرد واقعن؟) ‌و دوام می‌آوریم (می‌آوریم ؟)  اما دست آخر، جانی از ما باقی می‌ماند؟ 



No comments:

Post a Comment