.
اینکه میدانی بدتر از این روزها، بسیار محتمل است، اضطراب میآورد. اینکه نمیدانی حالا باید چه کار کنی اما، فلجت میکند. اینکه سر در نمیآوری آخر چرا ؟ زمینت میزند. بیربطترین توصیههای این روزها میگوید رهاکن، دنبال نکن، عکسها را نگاه نکن، یادداشتهای بازماندگان را نخوان، کاری کن، غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کن، به استقبال سیاهی نرو، خوب بخواه، دعوت به نیایش جمعی، مدیتیشین گروهی سر ساعت مشخص برای خواستن از کائنات برای کوفت برای درد... بله پیغامهای مزخرف این ریختی به دست من هم میرسد.
نمیدانم تخم لق این انرژی مثبت را کدام ملعون شکسته توی دهان ملت. خودمان را به چی نزدیک کنیم؟ از چی دور نگه داریم؟ آن هم وقتی هر کداممان با دو تا سه واسطه به بخشی از بازماندگان متصلایم. کدام کار بزرگ؟ من حتی از روتین خودم جا ماندهام، من توران میرهادی، پوری سلطانی یا شهیندخت سرلتی نیستم، آنها کمیاباند، آنقدر که سرگذشتشان، فیلم میشود، من یک زن چهل و شش سالهی معمولیام با قصهای محقر. کم از سر نگذراندهام، کم ندیدهام، کم عجیب نگذشته، تمام هنرم این بود یاد بگیرم از دنیا نپرسم «چرا من؟ » اما حالا «چرا ما؟» دست از سرم برنمیدارد
دلم هی مچاله میشود، وقتی بچهام را تماشا میکنم، وقتی با مادرم حرف میزنم، وقتی چیزی میپزم، وقتی عصر خوبی میگذرانم، وقت کوچکترین رفتاری که نشانی از حیات دارد انگار کسی دلم را توی مشتش گرفته. از صبح با این «چه کار کنیم؟» بیدار میشوم، زیر دوش میروم، کنار خیابان منتظر تاکسی میایستم, پرتقال تو سرخ سوا میکنم و نمیفهمم باید «چه کار کنیم» نمیفهمم «چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟»
#هواپیمای_اوکراینی
سلام. جستجو کردم قدیمی ترین وبلاگ ایران. یکی از موارد اینجا رو پیوند داده بود. پستش هم مال فروم پرشین تولز بود. حقیقتش یه مطلب نوشتم به یه علت پاک شد و حوصله نداشتم دوباره بنویسم. یه خاطره بود و یه مقدار چیز دیگه. یادش بخیر قالب قدیم بلاگر. یادش بخیر بلاگر قدیم. اون میز کاربریش. اون ابزارهاش. یادش بخیر اولین بلاگم توو بلاگفا)). گمونم اولین بلاگم رو سال هزار و سیصد و هشتاد و پنج توو بلاگفا درست کردم. خخخخخ. حوصله هم نداشتم. خخخخ. شما روزی که شروع به وبلاگ نویسی کردین احتمالا همسن الان من یا این حدودها بوده این. با آرزوی سلامتی. درباره هدف آفرینش اتفاقا اوایل امشب یادم اومد دوباره و داشتم بهش فکر میکردم. توو قرآن اشاره شده هدف آفرینش ما بندگی خداست. من که خدمت رفته ام تا حدودی این تئوری رو میتونم هضم کنم. قبلا برام شاید یکم قابل فهم یا درک نبود. شاید شما هم که فرزند دارین تا حدودی بتونین این مطلب رو ازش برداشتی داشته باشین. با ارزوی سلامتی. یه ذکری هست به منظور غرق نشدن در زمان غیاب امام در زمان یک پیشامد شبهه ناک گمونم. یا الله یا رحمان رحیم یا مُقَلّبَ القلوب ثَبّت قلبی علی دینِک . خودم که ادم خوبی نیستم. ولی شما دوست داشتین تست کنین. تست هم رایگانه. خیرش رو دیدین برا پدر و مادرم دعا کنین صلوات بفرستین. با تشکر
ReplyDelete