Monday, June 06, 2011

از یک جایی به بعد اینکه خیال کرده بودی یا نکرده بودی که "هاله" داری , اینکه "هاله‌"ات نور دارد یا نه! دیگر اهمیتی نداشت , وسط آن جمله‌هایی که گفتی و پس گرفتی و نگرفتی در میانه‌ی آن خرداد پر حادثه گم شد. ولی ما از یازدهم خرداد توی آسمانِ دل‌مان "هاله"‌ای پُر نور داریم . "هاله"‌ای که دلِ خون‌مان را با یادآوری متانت تبارش آرام می‌کنیم . "هاله"ای که گم نمی‌شود و تا ابد برای‌مان می‌ماند. می‌دانیم برای ندا , سهراب و محمد و دیگران هم مادری خواهد کرد ... می‌بینی ؟ همه‌ی ما پنج روز است "هاله" داریم , "هاله"‌ی واقعی !

گفته بودی "هاله" داری ؟

No comments:

Post a Comment