آلوچه خانوم

Wednesday, December 24, 2025

.

›
از بیست و ششم شهریور چهار صد و یک می‌شمارم. یکم، راهپیمایی برلین دوم، روز آزادی نیلوفر حامدی و الهه محمدی  سوم، کنسرت فرضی کاروانسرا  و آخری...
Tuesday, December 23, 2025

.

›
خودش رفته بود سراغ  کارهای عقب مانده، اول بانک بعد خرید، گفت جوجه بخوریم. فکر می‌کردم تازه حقوق گرفته حتمن برنامه ماهی سفید است.  که خب نبود...
Monday, December 01, 2025

.

›
پنجره‌ی آشپزخانه‌ی من پرده ندارد، بعد از این‌که کارگرها پلاک روبرویی را کوبیدند و ساختند و تقریبن هم‌زمان با میانه‌ی کرونا، گذاشتند رفتند. س...
1 comment:
Wednesday, November 26, 2025

.

›
یکی از دوستان‌م که سال‌هاست دور از این‌‌جا در تبعید است، بعد از جنگ دوازده روزه  جایی نوشته بود. که دل‌ش می‌خواهد با مردم داخل ایران هم‌سرنو...
Tuesday, November 18, 2025

.

›
چند روز پیش  به من تلفن زد. گفت خودم شماره‌ات را گرفتم بدون این‌که از کسی بپرسم. فردایش بعد از ماه‌ها، موبایل دست گرفت و برایم در اینستاگرام...
Wednesday, October 29, 2025

.

›
هر یک ساعت مازاد ساعات کاری من ۱۲۰ تومان می‌ارزد. صبح‌ها که ماشین می‌گیرم دارم حساب می‌کنم مابه‌التفاوت با هم‌سفر  تاکسی اینترنتی گرفتن و دی...
Thursday, October 09, 2025

.

›
در انتهای هفته‌ای که گذشت می‌توانم بگویم مامان خوب است، پیش‌رفت‌های چشم‌گیری داشته. هنوز زمان و مکان به درستی دست‌ش نیست. هنوز خیلی کار داری...
1 comment:
Saturday, September 27, 2025

.

›
مامان خونه بند نمی‌شه، روزی چند بار از خونه می‌زنه بیرون _ و طبعن یکی از ماها همراه‌ش _ فکر می‌کنه این خونه جدیده و براش جالبه که همسایه‌ها ...
1 comment:
Wednesday, September 17, 2025

.

›
مامان رسیده به جایی که زغوغای جهان فارغ است. فراغت مامان آن جایی‌ست که ما در غوغای ترسناکی مدفون شده‌ایم. روند تغییرات‌ش آن‌قدر سریع است و آ...
1 comment:
Wednesday, August 27, 2025

.

›
اون جای زندگی‌ام که فکر می‌کنم دیگه هیچی هیچ‌وقت درست نمی‌شه؛ مامان به قبل از عمل بر نمی‌گرده، اینا نمی‌رن، این فشار کشنده تموم نمی‌شه، خستگ...
3 comments:
Monday, August 04, 2025

.

›
تازه جنگ دوازده روزه تموم شده بود. همون وقتی که  نمی‌دونستیم چرا هرچی می‌خوابیم، خستگی تموم نمی‌شه و دریا دریا مطلب درباره اضطراب پس از حادث...
4 comments:
Sunday, June 29, 2025

.

›
جنگ قبلی بچه بودیم، اصلن  این‌قدر خبر و تفسیر و تصویر  منتشر نمی‌شد، عمده‌ی تصاویر جنگ  رو  مردانی پر می‌کردند که  برای دفاع از ما لباس جنگ ...
1 comment:
Monday, June 23, 2025

.

›
. از آغاز هفته‌ی دوم جنگ، خیلی‌ها  تصمیم به برگشتن داشتند، بین امروز و فردا مردد بودند که همه چیز شدت گرفته.  حمله‌های دیشب و امروز به تهران...
1 comment:
Sunday, June 22, 2025

.

›
روز چهارم جنگ، همون وقتی که همه داشتند جمع می‌کردند و از شهر  می‌رفتند با دو نفر قرداد بستیم، یک کارشناس مامایی و یک کارگر خدمات با آدرس خون...
Tuesday, June 17, 2025

.

›
الو ... صدا میاد؟ 
2 comments:

.

›
کوله‌ام رو که جمع می‌کردم، توی خونه گشتم ببینیم اگه جدای مدارک و دارو و ... فقط یه چیز بخوام بردارم همراه‌م باشه، چیه؟ کوچیکه، تقریبن توی مش...
1 comment:
›
Home
View web version

About Me

My photo
AnnA
View my complete profile
Powered by Blogger.