آلوچه خانوم

 






Tuesday, June 28, 2005

می گويند ولش کن گذشته و رفته ... می گويند بايد نظر اکثريت رو پذیرفت و احترام گذاشت و خود رابازسازی کرد ... حتی بعضی ها دلخوش کرده اند به اين حرفها که اوضاع آنقدر ها هم بد نيست * !!!! ... اما من بازم بين اعداد و ارقام گير کرده ام ... 6 ميليون رای دور اول را از 10 ميليون رای دور دوم اکبر هاشمی رفسنجانی کم می کنم . باز من می مانم و4 ميليون ... 4 ميليون را در برابر آن 17 ميليون نه ... چهار ميليون را از 47 ميليون واجد شرايط رای دادن کم می کنم ... مخم سوت می کشه ... يعنی اينقدر دغدغه های من با همسايه ام , همشهری ام و آدمهای اين مرز پر گهر متفاوت است ؟ ( اگه آقای همخونه الآن اينجا بود می گفت : بابا متفاوت !! ) ولی من به اين فکر می کنم که : پس به چی می گن غربت ؟


* پی نوشت : ايشون هم که حرفشون رو پس گرفتند و خيال همه رو راحت کردند .


آلوچه خانوم

 آلوچه خانوم | 5:21 PM 








Monday, June 27, 2005

با بی حوصله گی جی میلم رو باز می کنم یه عالمه ای میل گروهی از جاهایی که نمی شناسم . یه دفه وسطشون یه ای میل می بینم از یکی از خواننده های وبلاگ به اسم بهاره که یه دعوت نامه پرشین گیگ فرستاده . و منو از شر عقده خود کم اهميت دار بینی خلاص کرد چون بيشتر از يک ماه پيش نوشته بودم که پرشين گیگ لازم دارم و کسی اينجانب رو تحویل نگرفته بود ... چند وقت پیش یکی از آهنگ های نات کینگ کول رو هم از خواننده های وبلاگ خواسته بودم که خانومی به اسم نرگس برام فرستاده بود. حالا برای تست به همکاری مشترک بهاره - نرگس - آلوچه و البته نات کینگ کول گوش کنید .

Nat king Cole : Nature boy
Download / Size:435 KB


Lyrics:

There was a boy
A very strange enchanted boy
They say he wandered very far, very far
Over land and sea
A little shy and sad of eye
But very wise was he

And then one day
A magic day he passed my way
And while we spoke of many things
Fools and kings
This he said to me
"The greatest thing you'll ever learn
Is just to love and be loved in return"

"The greatest thing you'll ever learn
Is just to love and be loved in return"

-Words and Music by Eden Ahbez


آلوچه خانوم

 آلوچه خانوم | 12:46 PM 








Saturday, June 25, 2005

جماعت ! من ديگه حوصله ندارم
به خوب اميد و از بد گله ندارم


آلوچه خانوم

 آلوچه خانوم | 9:54 PM 








Friday, June 24, 2005

خواهش می کنم اينجا رو حتما نگاه کنيد . از وبلاگ دفتر بی مخاطب پيداش کردم . اينطور که ديده می شه بدون در نظر گرفتن استان تهران محاسبه شده . و همينطور بدون آمار آرای خارج از کشور . به تعداد نهايی آرای دکتر معين نگاه کنيد . و همينطور آرای نهايی بقيه . گويا به شهادت خودشون ما فقط چهار ميليون نفر نبوديم . و من طوری گه گيجه گرفتم که نمی دونم باید بابتش خوشحال باشم یا ناراحت !

.
.
.

فردا بهترين لباس هاتون رو بپوشين . ما به ديدار هم می آييم !


آلوچه خانوم

 آلوچه خانوم | 3:22 AM 








Thursday, June 23, 2005

حالم بده . هر کاری هم می کنم خوب نمی شه . انگار که نفس آدم بالا نياد... هفته مزحرفی رو گذروندم ... با يه عالمه ترديد ... مطمئنم جمعه چه کار می کنم ... تمام دلايلی که تحويل بقيه می دم وقتی خودم با خودم تنها می شم قدر سر سوزنی قانعم نمی کنه ... ترديد , ترديد , ترديد .... اما بازم مطئنم که هستم, توان پس دادن تاوان نبودن رو ندارم ... می خوام نفس بکشم .

داريوش چه خوب می خونه :
رومی کنم به آينه
رو به خودم داد می زنم
ببين چقدر حقير شده
اوج بلند بودنم
...

* پی نوشت : شاعرش رو يادم نمی ياد


آلوچه خانوم

 آلوچه خانوم | 3:13 AM 








Tuesday, June 21, 2005

جان مادرتان اگر می خواهيد انتخابات را تحريم کنيد اين متن را تا آخر بخوانيد:


سلام . خوانندگان اين صفحه می دانند که اينجانب آقای همخونه گهگاه محض خنداندن خودش و شما اينجا نوشته و خيلی وقت هم هست که به خاطر پرداخت و پرداخت و پرداخت ننوشته . لذا حتی در مراسم بازگرداندن چوب نيم سوز امانتی بحرين به آن عزيزان هم نشد که بيايم و شادی هايم را تقسيم کنم . موقع انتخابات هم قصد شرکت نداشتم چون فکر می کردم معين با همه محاسنش اصلا در مقام رياست جمهوری نيست . لااقل آن سيد عزيز خوش پوش و خوش برخورد که هميشه گامهايش از کلامش جا می ماند جذبه و جاذبه ای داشت . که همه نداشته هايش را از ياد می برد. اما معين شرط اول سياست که بيان سليس است را نداشت اما در روزهای آخر حس کردم اگر اين چاله نباشد کدام چاه دهان باز کرده برای ما . بگذريم ... می خواهم از همه کسانی که قصد تحريم انتخابات را دارند دوستانه چند سوال کنم :
بياييد مسئله را سخت نکنيم . روز جمعه شما يا طرفدار احمدی نژاديد يا رفسنجانی يا هيچکدام . در مورد اول و دوم که خسته نباشيد و قضيه حل است . اما اگر مثل من هيچيک از اين دو نفر مطلوب شما نيستند آيا حاضريد با تفکرات يکی ( احمدی نژاد) که چکيده همه رنجايی است که ما را به اعتراض و سرخوردگی و مهاجرت و هزار درد ديگر کشانده فرياد مخالفت بکشيد يا نه ؟ همه قبول داريم که اين کار دو مسير دارد که هردو هم محترم است يکی رای به هاشمی و ديگری تحريم انتخابات . من قصد دارم در اعتراضی شرکت کنم که شمرده خواهد شد . اينجاست که آن سوال اساسی مطرح می شود که شرکت در انتخابات يعنی تائيد نظام جمهوری اسلامی و اين يعنی جنايت . اولا عرض کنم که بنده با جمهوری اسلامی تضاد و مخالفت کم ندارم اما سر جنگ و مبارزه و بکش بکش هم ندارم ( مثل خيلی از شما که اين سئوال را می پرسيد ) گزينه فعال غير از جمهوری اسلامی هم آقای رجوی و رضا پهلوی را می شناسم که مبارک آرزومندانشان باشد . من مطالباتی دارم که مثل پيرمرد هايی که 25 سال است گوششان را به راديو اسرائيل و بی بی سی چسبانده اند عمر نوح ندارم که بنشينم تا سنگ از آسمان بيفتد و خوشبخت شويم و گمان می کنم دموکراسی يعنی قبول حرف اکثريت و زور نگفتن و زور نشنيدن و فحش نخوردن به جرم مخالفت چه از طرفدار احمدی نژاد و چه از طرفدار تحريم انتخابات . تو که از تحريم انتخابات می گويی يا از اين مملکت رفته ای يا در اين مملکت ساکنی .
اگر از اين مملکت رفته ای که حق داری به خاطر عمری و وطنی و خانواده ای که از تو دريغ شده و تو را به يک زندگی غير متعارف کشانده کل اين حکومت را تحريم کنی و نيايی . هر چند که قبول کن تو به خاطر آزادی من و ميهنمان نرفته ای . رفته ای که خودت را نجات بدهی و حق هم داشتی . اما اگر بودی الآن صدای ما به اندازه چند ميليون نفر بيشتر بود. هر چند حالا هم از آن دور صدايت روز جمعه به من و ما می تواند برسد. اما اگر نيايی من محترمت می دانم , خودت را و عقيده ات را !
اما اگر همسايه منی در اين مملکت و نمی آيی به دليل مهر تائيد نزدن به نظام جمهوری اسلامی فکر می کنم که به هخا و ضيا زياد گوش می کنی . عزيز من از کی يادت افتاد که اين حکومت را تحريم کنی ؟ اين همه سال قبض آب و برق و تلفن و گاز و ماليات وعوارض به جيب اين دولت ريخته ای يا نه ؟ آيا با پوششی که در مهمانی ها و خانه ات می گردی جرات می کنی در خيابان ظاهر شوی يا نه ؟ حقوق از اين حکومت می گيری يا نه ؟ ازدواج و داد و ستدت را در اين نظام ثبت می کنی يا نه ؟ از امکانات شرکت واحد و قطار و هواپيما با پرداخت پول به همين نظام استفاده می کنی يا نه ؟ اگر دزد به خانه ات زد يا کلاهت را برداشتند به پليس و دادگاه اين مملکت شکايت می بری يا نه ؟ اگر اين همه سال است که هيچکدام را نکرده ای درود بر شرفت . عزتت را با يک برگه رای نشکن . اما تو که بی درد سر ترين و بچگانه ترين راه را برای تحريم حکومت ياد گرفته ای چطور نمی بينی که زندگی روزمره ما با اين حساب تائيد و تکريم وتعظيم نظام است . من و تو وقتی در اين مملکت " زندگی " می کنيم عزيز من کارمان از تائيدو تحريم گذشته .
من به اکبر هاشمی رفسنجانی رای می دهم چون با تفکر مقابلش مخالفم . باصدای بلند هم اعلام می کنم هر کس فردای انتخابات می خواهد رای مرا به حساب تائيد نظام جمهوری اسلامی بگذارد يادش باشد که من آزادی را از اين نظام طلبکارم و امنيت را و آسايش را که اميد دارم از همين نظام هم خودم بتوانم بگيرم .که اگر من نتوانم هيچکس اينها را برايم هديه نخواهد آورد. کلام آخر اينکه وقتی موافقان تفکر احمدی نژاد هفت ميليون نفر انسان هم صدا هستند برای متحد شدن و شمردن مخالفان اين تفکر يک ثانيه هم نمی توان درنگ کرد . و آقای رفسنجانی هر تعداد رای بياورند خودشان می دانند که انتخاب اول شش ميليون نفر بوده اند نه بيشتر !


آقای همخونه

 Farjam ‌ | 4:47 PM 






جهت اطلاع !!!!!!!!! و همينطور اين يکی تصميم باشماست .


آلوچه خانوم

 آلوچه خانوم | 3:11 AM 








Monday, June 20, 2005

متاسفانه انگار توقيق اقبال قطعی شده و همينطور آفتاب , اعتماد و حيات ...

آلوچه خانوم

 آلوچه خانوم | 7:43 PM 






وقتی نتايج اعلام شد مطمئن بودم بقيه اش به من مربوط نمی باشد . اما نمی خوام عذاب وجدان همراه نشدن يک عمر مثل خوره روحم رو بخوره . روز جمعه مثل يک بیسواد پای اون برگه رو انگشت می زنم و يک برگ حق و سهمم رو به خواهر کوچکم می بخشم تا ازوحشت تکرار قصه هايی که از نوجوانی مون براش تعريف کرديم چيزی رو که فکر میکنه درسته روش بنويسه

من هم هستم زودتر تصميم گرفتم چون فکر می کنم بايد عجله کرد زودتر تصميم گرفت . تصميم رواعلام و تبليغ کرد . فرصتی نمونده

----------------------

توضيح غير ضرورِی : نمی دونم از دوهفته پيش سر اين وبلاگ چی اومده که اسم member مورد نظر زير هر پست با يونيکد بالا نمی ياد . هر کاری کردم سر درنياوردم از اونجايی که با وجود غيبت طولانی آقای همخونه در اين صفحه اين وبلاگ به هر حال يک وبلاگ دو نفره است پايين هر پست يه نام member رو تايپ می کنم . همين .

آلوچه خانوم

 آلوچه خانوم | 1:36 PM 








Sunday, June 19, 2005

عدد ها رو کنار هم می ذارم . در نگاه اول جور در نمی ياد ... اين واقعيت داره ما متاسفانه فقط 4 ميليون نفر بوديم ... پس کو اون رای 20-22 ميليونی ؟ کجای کار اشکال داره ؟ يک سوال اساسی مطرح می شه . آيا تمام اون 20 ميليون نفر به اصلاحات رای داده بودند ؟ !! ....
رای اون هفت ميليون نفر هشت سال پيش, تقسيم شد بين احمدی نژاد و علی لاريجانی ( تعداد آراي علی لاريجانی هيجان انگيز تريين واقعه اون جمعه نحس بود ) ... بچه هايشان و رای اولی هايشان هم احتمالا قاليباف را پسنديده بودند ... خب تا اينجا قبول ...با منطقشون کاری ندارم . من دنبال رای های خودمون می گردم , بيست ميليون رای ديگر را ببينید چطور تقسيم شده ؟
- دو نفر در لباس روحانيت آرای زيادی را جمع کردند ! ... اين يعنی اعتبار اين کسوت در ناخودآگاه مردم . چيزی که شايدمردم خودشان هم هنوز به درستی از اون سر در نياورند. اينو از من باور کنيد ... آدمهايی با همچين باوری, رايشان خيلی تغيير می کرد اگر عمامه يکی از اين آقايان مشکی بود ...
- اتفاقا از همين دونفر يکی وعده ماهی 50000 تومان داده بود يعنی اصلا هيچ کاری نکردها! مدل لباس پوشيدنش رو عوض کرد خوب هم به خاطر داشت که مردم تحت تآثير وعده آب و برق مجانی حماسه ها آفريدند و اون يکی ديگه رو هميشه اينطور فرض کردند که می تونه بحران های اقتصادی و سياسی رو به جاهای قابل قبولی برسونه ...
- مردم با يک باور ناخوداگاه هميشه فکر کردند که يک بزرگتر, يک ريش سفيد می تونه مفيد تر باشه . مردم ما توی مشکلات خانوادگی شون هم وقتی با زنشون , شوهرشون , بچه شون , پدر و مادرشون دعواشون می شه بجای اينکه با هم صحبت کنند از ديگری می خوان که آشتی شون بده , اين توی تربيت ايرونی خيلی پررنگه باور کنيد
- باور کنيد منظور بدی ندارم ولی واقعا نمی فهمم چطور يک ميليون و خورده ای به مهر علیزاده اونطور که ايشون خودشون معرفی کرده بودند رای دادند ... اردبیلی ها ی محترم به دل نگيرند !! ...جدا عرض می کنم , من خيلی نگران شدم وقتی فهميدم در استان اردبيل ایشون نفر اول بودند .. من اگر جای وزير کشور باشم ستاد بحران تشکيل می دم تا به مردم استان اردبیل جيره هفتگی ماهی و ميگو برسونم شواهد نشون می ده کمبود فسفر بيداد می کنه .
- مابه تفاوت رای اولی های امسال را نسبت به 4 سال پيش با کسانی که به هر دليلی دوره گذشته رای دادند و اين دوره به هر دليلی تحريم يا بی تفاوتی رای ندادند را یر به یر در نظر می گيريم و به حساب تعداد آرایی که به هر حال اصلاحات از دست داد می گذاريم .
- می مانيم ما .... ما چهار ميليون نفر .... ما فقط 4 ميلیون نفريم که دغدغه اصلاحات داشتيم ... ما فقط 4 ميليون نفر بوديم که بعد از 8 سال هنوز برای ادامه اين جنگ نابرابر اعصاب و انرژی داشتیم چون فقط ما 4 ميليون نفر بوديم که به اصلاحات ايمان و اميد داشتيم و الآن که فکر می کنم می بينم 8 سال پيش ما احتمالا اندکی بيش از 4 ميليون نفر بود که با دغدغه اصلاحات به سيد محمد خاتمی رای داديم و بقيه احتمالا به روحانی ای شسته رفته با عمامه ای مشکی که ياد همه می انداخت سيد اولاد پيغمبر است و مورد حمايت کارگزاران بود و خيال همه را بابت مسائل اقتصادی راحت می کرد رای دادند ... محمد خاتمی فصل مشترک رای دهندگان بود , حالا خيلی بهتر می فهمم که 4 سال پيش به خوبی می دانسته که با سنگينی آرای 22 ميليونی بايد با همراهی تنها 4-5 ميليون نفر اصلاح طلب که بعد از 4 سال غر غرو هم شده بودند در اين آشفته بازار به شعارهای انتخاباتی اش جامه عمل بپوشاند که اونهمه برای ثبت نام ترديد داشت و دست آخر بغضش جلوی اون همه دوربين شکست ... و ما اصلاح طلب های غرغرو اهميت اين جمله رو نفهميديم که هر گامی به سمت موفقيت يک پيروزی است ... حالا اين عقب گرد رو چطوری می خواهيم جبران کنيم ؟ ...
آخرين خبر اينکه با رويت جمال بي مثال شهردار محترم خيلی از نمی گم تحريمی ها چون تحريمی ها برای تحريم شان علت داشتند خيلی از بی تفاوت که اگه ازشون بپرسی نمی دونن چرا رای ندادند دنبال شناسنامه هاشون می گردند تا جمعه آينده سردار سازندگی با خلق حماسه ای ديگر ... ای بابا! ... قسمت جديدی از SHARK TALE در حال ساخت است ...
کسی می دونه برای گرفتن گذرنامه چه مدارکی لازمه ؟!!!!!!!!!!!! اي ايران ... ای مرز پر گهر

آلوچه خانوم

 آلوچه خانوم | 12:58 PM 








Saturday, June 18, 2005

روزهای روشن ... خداحافظ

آیا این عکس را به یاد می آورید؟



جامعه ... نشاط در جامعه ... بازگشت آزادگان به جامعه ... يادتونه ؟ ...چه آسون پريد !!!!!

آلوچه خانوم

 آلوچه خانوم | 6:23 PM 






تصميم گرفتيم ... بهمون خنديدی ... استدلال کرديم . مثال زديم . مقايسه کرديم ...گفتيم تو هم بيا ... همراه نشدی !... خواهش کرديم , همراه نشدی ! ... دم آخر گفتيم به کمکت احتياج داريم ... کمک کن ...همراه نشدی ! ... اصلا به جهنم که سر ما چی می ياد !... می دونم که دموکراسی يعنی همين ... من هم برای رايی که دادم ابدا پشيمان نيستم ... حالا به اين سئوال من جواب بده ... در مورد چيزهايی واقعی سوال می کنم . چيزهایی که می شه لمسشون کردو با چشم ديده می شن .حالا بگو بدونم , دستآورد تو غير از شناسنامه يا گذرنامه بدون مهر , چيه ؟ ! فقط می خوام بدونم ... اميدوارم که توی اين مدت جلوی آينه با ژست های مختلف جمله دو کلمه ای ديدی گفتم !! رو تمرين نکرده باشی .

آلوچه خانوم

 آلوچه خانوم | 4:59 PM 






نتايج اوليه بسيار نا اميد کننده است . با سماجت غريبی نمی خوام دست از خوشبينی بردارم و فکر می کنم آرای شهرهای بزرگ تکليف نهايی رو معلوم می کنه . به هر حال آخرين اخبار اينجا می تونيد پيگيری کنيد ... مرتب هم آپ ديت می شه

آلوچه خانوم

 آلوچه خانوم | 10:53 AM 








Friday, June 17, 2005

من از آرايی که خيلی بی سر و صدا به نفع احمدی نژاد به صندوق ريخته می شن می ترسم . خيلی هم می ترسم ... شايد خنده دار به نظر برسه ولی باور کنيد اين اتفاق داره می افته ... هيچ می دونين توی همين شهرک دانشگاهی که ما توش زندگی می کنيم چند تا از بچه هايی که به گيم نت آقای همخونه می يان خانوادگی به احمدی نژاد راي دادند؟!!! ... دوست فرهيخته ای به خوبی پيش بينی می کرد که با تحريم انتخابات شورای شهر شهرمون رو دو دستی تقديم احمدی نژاد کرديم حالا با تحريم انتخابات داريم کشور رو بهش می سپريم .... خونه نشينين ... خونه نشين ... شناسنامه تو بردار و بزن بيرون ... گذرنامه ات رو بردار و همراه شو ...
همراه شوعزيز
همراه شو عزيز
تنها نمان به درد
کين درد مشترک
هرگز جداجدا
درمان نمی شود
همراه شو ... همراه شو ... همراه شو ...



* پی نوشت : عرض نکرده بودم خدمتتون !!

** بازم پی نوشت :در همين راستا به اينجا هم يه نگاهی بندازين

آلوچه خانوم

 آلوچه خانوم | 5:00 PM 








Thursday, June 16, 2005

خبر های خوبی از اينور و اونور می رسه ... کسانی که تا چند روز پيش به حساسيت انتخاباتی ماها می خنديدند حالا می خوان بيان پای صندوق ... کسانی رو می شناسم که وقتی رای اولی بودند شمع روی کيک 15 سالگی شون رو توی زندان قزل حصار فوت کردند و تا حالا رای ندادند و يه جورايی فردا 40 ساله ای رای اولی خواهند بود ... پريروز به خواهرم می گفتم مردم ما حتی لحظه آخر هم می تونن سرنوشت از پيش تعيين شده رو تغيير بدن ... می خواهيد بگيد چون احساساتی اند ؟ غیرقابل پيشبينی هستند ؟! ... هستند به اضافه خيلی چيزهای ديگر ... ديدن بعضی از همراهی ها خيلی دلچسبه ... همين درسته ... راهش همينه ... هفته پيش رو يادتون می ياد؟ به آسانی خوردن يک ليوان آب به جام جهانی صعود کرديم ... هيچ فکر کردين چرا اين دفعه اينقدر بی استرس و سرراست صعود کرديم ... چون فهميده بوديم که همينطوری نمی شه ... یه مربی باسواد مربيگری می خواستیم که بايد به اندازه کافی هم بهش زمان می داديم ... بايد از وحيد هاشميان دلخور که قهر کرده بود دلجويی می کرديم تا قهر رو کنار بذاره ... بايد از فريدون زندی می خواستيم یه کمی به تابعيت ايرونی شناسنامه اش فکر کنه ... بايد اون 30 تا خانوم با چنگ و دندون خودشون رو به سکوها می رسودنند و صدای تيزشون ازبين اون همهمه به گوش می رسيد و با روسری های سفيدشون می درخشيدند ... بايد محمد خاتمی در کسوت رئيس جمهوری به ديدن بازی می اومد ... همچين تيمی هيچی برای صعود کم نداشت ... و ما صعود کرديم به زيبايی ... جشن گرفتيم به زيبايی ... می دونيم که قرار نيست بريم قهرمان جام بشيم ... موقعيت واقعی مون رو توی فوتبال دنيا می دونيم ... حداکثر آرزوی ما در حال حاضر در خوشبینانه ترين وضعيت صعود از دور مقدماتی می تونه باشه ... ولی می دونيم که صرف اين حضور فوتبال ما پيشرفت خواهد کرد ... اين يه واقعيت غير قابل انکاره .... حالا امروز بعد از يک هفته ... در آستانه يک گردهمآيی ملی ديگه ... من و تو بايد برازنده رای که می ديم باشيم ... يادمون باشه ... ما داريم می ريم به يه طرز تفکر رای بديم ... من اينجا چند قدم مونده تا پايتخت ... دوست چهل ساله رای اولی ام توی تهران ... پسری که توی بند زنان اوين سال 62 به دنيا اومد و از کل بودن در آغوش پدر فقط يه عکس وقت ملاقات براش به يادگار براش مونده .... تو و تو و تويی که اون سر دنيا دنبال شعبه اخذ رای می گردی و .... همه مون بايد بياييم ... می دونيم قرار نيست در صورت برنده شدن 4 سال خوش خرم زندگی کنيم . مهمونی ای در کار نيست . چهار سال پرتنش و سخت درپيش داريم ... اما آخر اين 4 سال مطمئن باش سهم من و تو از پيشرفت دموکراسی , پس اندازی قابل قبول خواهد بود ... می گی نه ؟ نگاهی به دور و برت بنداز... 8-9 سال پيش رو که يادت می ياد ... می خوای آيه ياس بخونی و بگی که ما رو که توی جام جهانی برزيل لوله می کنه ... نگاه عاقل اندر سفيه کنی و بپرسی که پس اين همه خوشحالی برای چيه ؟ ... من می گم تا نريم جام جهانی شانس محک زدن خودمون رو جلوی برزيل پيدا نمی کنيم ... اصلا ديده نمی شيم تا حتی بخواهيم قدر حريف يه بازی دوستانه به حساب بيايم و جدی گرفته بشيم

آلوچه خانوم

 آلوچه خانوم | 6:18 PM 








Monday, June 13, 2005

ديروز همون ساعاتی رو که خانومها جلوی دراصلی دانشگاه تجمع کرده بودند فيلم دوم توليدی ستاد معين از شبکه خبر پخش شد . تکرارش ساعت 9:45 امشب از شبکه اول هستش بعد از اخبارساعت 9 . نمی دونم به رسم فيلم هایی که 7:45 پخش می شن دقيقا قبل از خبر فيلم های یک دقيقه ای کانديداها رو پخش می کنن يا نه؟ تصاوير یک دقيقه ای قبلی که من ديدم خيلی خوب بود. اگر يادتون می مونه ساعت یک دقيقه به 9 هم به شبکه 1 نگاه کنید . گفتم که خيلی بابت اين يک دقيقه مطئن نيستم . ولی فيلم اصلی رو مطئنم راس ساعت 9:45 از شبکه اول پخش می شه . یادتون نره . البته گويا تمام اشکالات فنی فيلم رو بايد به حساب سانسور تلوزيون گذاشت .
راستی ديشب حدود ساعت 10:30 با پخش ترانه ببخشيد ! تصحيح می کنم, سرود پری با صدای زنده ياد فرهاد مهراد از شبکه اول سيما دو شاخ زيبا بر کله اينجانب جوانه زد . از عيد يادمه که تلوزيون با فرهاد آشتی کرده ولی يادم نمی اومد که با احمد شاملو هم آشتی کرده باشه چون تا جایی که من می دونم شعر این ترانه متعلق به ايشونه . شايد اسم ترانه رو درست ننوشته باشم بخاطر همين بذارين بگم همونی که اين طوری شروع می شه : يه شب مهتاب / ماه می ياد تو خواب / منو می بره کوچه به کوچه / باغ انگوری باغ آلوچه ...

***

آقای احمد رضا درويش! فيلم توليدی ستاد محمد باقر قاليباف رو ديدم . بهتون تبريک می گم . انصافا فيلم تبليغاتی خوبی از کار در اومد . شما واقعا در حوزه فعاليت خودتون يک حرفه ای تمام عيار هستيد . مقايسه می کنم فيلم چهار سال پيش آقای خاتمی رو با اين يکی , هر دوشون کارهای بی نقصی هستند . شما توی هر دوتای اين کارها نهايت سعی تون رو کردين . فقط اينو نمی فهمم که چطور يه آدم می تونه اينطوری با جون و دل و قدرت تمام در همچين مورد حساس و ويژه ای برای دو تا آدم با دو طيف فکری کاملا متفاوت اينطوری کار کنه . شايد اين بخشی از حرفه ای بودن باشه و من خونه داراحساساتی نمی فهممش . می فهمم کاری رو که آدم به عهده میگيره بايد به بهترين شکل انجامش بده ... و از اين بابت بهتون تبريک می گم شما واقعا موفق بودين . فقط اينو نمی فهمم چطور يه هنر مند می تونه به کانديدای رياست جمهوری به چشم يه سفارش تبليغاتی نگاه کنه ... می دونيد به چی فکر می کنم؟ اينکه چطور شد که شما سازنده دوئل پرهزينه ترين فيلم سينمای ايران شديد ؟ اصلا چطوری شد که قرار شد فيلمی پرهزينه ساخته بشه ؟ و اتفاقا اين فيلم پرهزينه ... فيلمی بود در حوزه جنگ ...

***

پس يادتون نره امشب ساعت 9:45 شبکه اول آخرين نوبت پخش فيلم دستکاری شده توليدی ستاد دکتر معين رو از دست ندين .

***

جدی پيام اين انفجار ها ی ديروز در اهواز و تهران چيه ؟ کی داره واسه کی شاخ و شونه می کشه ؟ کی داره گوشه ای از ناامنی رو به کی يا حتی به ما نشون می ده تا حساب کار خودمون رو بدونيم ؟ قراره به نفع کی تموم بشه ؟ خدا خودش به خير بگذرونه

 آلوچه خانوم | 8:50 AM 








Sunday, June 12, 2005

فيلم های توليدی خود کانديداها رو از دست ندین . کلی تفريح می کنید . البته من خیلی اتفاقی همه شون رو ديدم تا همین پريروز اصلا برنامه های معرفی کانديداها رو از تلوزيون نگاه نمی کردم . ولی فکرمی کنم اين فيلم ها که توليدی ستادهای خود کانديداها هستند يه جورايی می تونه نشان دهنده سليقه شخصی شون هم باشه ... يعنی خودشون حتما مطمئن بودند که اين تبليغ تاثير گذاری خواهد بود . حالا هر کدوم رو به هر دلیلی نمی خواهید ببینید فیلم مهرعليزاده رو اصلا از دست ندین ... اونقدر تکان دهنده بود که من توی نوبت پخش دومش از شبکه خبر ضبطش کردم تا آقای همخونه هم از فيض ديدارش محروم نشن ... فیلم توی چند ثانيه اول با بريده روزنامه ها شروع می شه که شروع خوبی بود آخرین جمله این بخش اینه که مهر علیزاده : قلبها را تسخیر خواهم کرد , بعد کات ! نمای بعدی ايشون رو می بینید که دارن با یه شاخه گل می یان به سمت دوربين احتمالا برای تسخير قلب بيندنگان ... بعد در ادامه در جواب سئوال کجا دنيا اومدين با يه عالمه احساس می فرمايند مراغه ... بعد حدود 15 دقيقه از فيلم در مراغه می گذره که زنی داره می زاد بعد ايشون دنيا می يان بعد يه خانومی يه بچه حدودا 4 ماهه رو می دن بغل آقايی که نقش رحيم آقا بابای ايشون رو بازی می کنند و طلب مژدگانی می کنند ... بعد می بينید که ايشون می رن مدرسه و از اونجايی که از همون بچگی شخصيت برجسته ای دارند خودشون تنهايی بدون مادرخانومی شان می رن مدرسه و ما به اين نتيجه می رسيم که فرد لايقی هستندو لازم نيست ملت در صورت پيروزی در انتخابات ايشون رو صبح به صبح برسونند کاخ رياست جمهوری ... بعد نوجوانی ايشون رو می بينید که با آرش کمانگير , امير کبير , حکيم ابولقاسم فردوسی و استاد شهريار در بيابانی همسفر می شن بعد يه اتفاقاتی می افته که من تا حالا سه بار اين فيلم رو ديدم اصلا نفهمیدم اين اتفاقات چی هستند !!!!!!!! ... فيلم آدم رو ميخکوب می کنه ... فکر می کنی : 1- ايشون در مورد بيننده چه فکری کردند ؟... 2- در مورد خودشون چه فکر ی کردند ؟ ... 3- اصلا با پذيرش اين فيلم شک می کنی که اصلا ايشون قوه ادراک دارند و فکر می کنند؟ ... بعد که فيلم همه کانديداهارو می بينی اين مشکل - کمبود قوه ادراک - عموميت داره مثلا با ديدن دمبل زدن دانيال حکيمی و مهدی فخيم زاده با اون رنگ مو و گريم مسخره توی فيلم لاريجانی وا رفتم . يعنی اين همه سال کار اين آقا توی تلوزيون نه تنها به درد ما نخورد به درد خودش هم نخورد و يک ذره اين ابزار رو نمی شناسه ... رسول ملاقلی پور رو هم نفهمیدم بين این همه کانديدا چرا محسن رضایی رو انتخاب کرد و یا بلعکس , کروبی هم که خوش لباسی اش دم انتخابات منو کشته فیلم های رفسنجانی و قالیباف مخصوصا قالیباف هوشمندانه ساخته شده بود ولی خب اين آقا هر چقدر سعی می کنه يه جاهايی خودشو بروز می ده بد جوری هم بروز می ده مثلا توی گفتگوی خبری شبکه دو وقتی در مورد وضعيت بچه هاش حرف می زد به خانومش که می رسه می گه خانواده ام ... اونقدر این کلمه خانواده منو گرفت !! که ادامه جمله اش رو نفهمیدم. خانواده ام چی ؟ مثلا خانواده ام لیسانس فلان دارند ... احتمالا فکر کرده انتخاب کلمه خانواده به جای منزل خیلی مدرنه و شاید منظورشون از خانوم چیزی خارج از این محدوده است که ازش استفاده نکردند . فيلم مصاحبه معين با سعيد حجاريان هم ... نمی دونم به نظرم اين مصاحبه تکرار شعارهای انتخاباتی ايشون هستش ... ولی فکر می کنم حضور سعيد حجاريان به عنوان کسی که تاوان سنگينی بابت اصلاحات پرداخته و هنوز پاش وايستاده می تونه اين مصاحبه رو تاثيرگذار کنه ...اين فيلم رو هم ظبط کردم برای خودم ... منتظر فيلم دوم ستاد معين هستم که فکر می کنم فردا یکشنبه 22 خرداد ساعت 30/6 بعد از ظهر به وقت تهران از شبکه خبر پخش می شه ... فيلم های تبليغاتی خاتمی انصافا فيلم های خيلی خوبی بودند ... دومی اش رو يعنی مال انتخابات 80 رو دارم و هر از گاهی بهش نگاه می کنم يه بخشی از صدای فيلم رو آرش عاشوری نيا فکر می کنم سالروز ثبت نام ايشون روی اين فلش گذاشته بود .

***********************

راستی شما هم اين عکسها رو ديدين ؟ شون پن در تهران ؟ من اول اين عکس رو ديدم فکر کردم شوخی انتخاباتيه با فتوشاپ درستش کردند

Sean Penn - photo by Patrick Baz - AP

 آلوچه خانوم | 3:49 AM 








Friday, June 10, 2005

شايد برای خسته نباشید گفتن یه کمی دیر باشه ولی واقعا شنیدن صدای شماها وسط تشويق ها به اندازه يه برد تاريخی می ارزيد . مخصوصا وقتی با یه جشن عمومی همراه می شه خسته نباشید .



--------------------------------------------

يه نگاهی به نظرات جوان ترين کانديدای رياست جمهوری در مورد اينترنت و از اين حرفها بندازين .

 آلوچه خانوم | 1:33 PM 








Wednesday, June 08, 2005

هموطن , ايرانی هر گوشه دنيا که هستی مبارکت باشه . تبريک , تبريک , تبريک !

 آلوچه خانوم | 9:06 PM 








Tuesday, June 07, 2005

فکر می کنم اتفاق خیلی بزرگی باید بيفته تا همه بيان پای صندوق رای . درصد زیادی کسانی که اگر بخوان انتخاب کن معین رو انتخاب می کنند فعلا رای ندادن رو انتخاب کردند . به نظرم آرای اون هفت نفر دیگه بااين همه تبليغات اينقدری بالا نمی ره که بخوای انتخاب کنندگانشون رو مقاعد کنی انتخابشون رو عوض کنند . اونهایی که نمی يان پای صندوق رای, باید تصميمشون رو عوض کنند . اون دفعه, چهار سال پیش همچين روزهایی فيلم مونتاژ شده احمدرضا درویش در صد بالایی از آدمهايی رو که فکر می کردند معلومه خاتمی برنده می شه و نمی خواستند مهر دیگه ای رو شناسنامه شون ثبت بشه رو کشوند پای صندوق ها فقط بخاطر اینکه رقم بالا , باقی بمونه ... الآن نمی دونم چی می تونه همچون تاثيری داشته باشیه اما احساس می کنم اوضاع داره به سمت بدی نمی ره . از کسانی می شنوم که رای می دهند و باید رای داد که خودش کلی جای دلگرمی داره . اميدوارم اين حمايت ها هم , اون تاثيری رو که بايد بذاره .....
راستی می دونید درويش امسال داره فیلم تبليغاتی قالیباف رو می سازه و کمال تبریزی فیلم انتخاباتی هاشمی رفسنجانی رو ؟ ... بذارین در مورد قیمت قرارداد ها چیزی ننويسم .... فقط من نمی فهمم ... هرکسی از توی هر حوزه ای بخواد بناله سينما گران ما این هشت سال آزادی عمل غير قابل مقایسه ای نسبت به سالهای پيش تحت وزارت اون مهندس مکانيک با گرايش موتورهای درونسوز داشتند ... خيلی از آدمهای بايکوت شده به صحنه هنر برگشتند ... بدون اينکه مجبور به پرداخت باج باشند ... اينو واقعا نمی فهمم چرا هنرمندان ما یه ذره رسالت اجتماعی سرشون نمی شه . به کانديدای رياست جمهوری مثل يک قوطی پودر رختشويی به چشم جنس تبليغاتی نگاه می کنند .. . حالا اصلا قدر شناسی هيجی ....اين روزها يا به شدت منفعلند و يا اين ريختی ... من نمی فهمم واقعا ! اگه آقای همخونه الآن اينجا بودند حتما بهم گوشزد می کردند که دموکراسی یعنی همین ... شايد حتی تعجب می کردند که چرا نمی فهمم ... ولی من بازم نمی فهمم .

*********************************************

آقا من قلبم داره از دهنم در می ياد . برای دوستی همین الآن کامنت گذاشتم که امیدوارم عدد هشت خوش يمن باشه ... اوندفعه 8 آذر بود اين دفعه 18 خرداد ... تازه 18 خرداد 4 سال قبل هم اصلا خودش به تنهایی روز خوبی بود . برانکو توی مصاحبه اش به خبرنگار شبکه خبر گفت :" نمی فهمم چرا از الآن جشن صعود گرفتيد ... بازی مشکلی در پيشه .... اونها دارن می يان آخرين بختشون رو امتحان کنند " ... اما مردم اصلا توی اين حال و هوا نيستد , فقط به انتقام فکر می کنند . يعنی می شه ما که آخرین مسافر استراليا بوديم اولين کسانی باشيم که بليط آلمان رو رزرو می کنیم .... وای من اصلا قلبم تحمل این همه خوشبختی رو نداره .... یه روز دیگه هم صبر می کنیم .... دعا می کنیم .... دعا می کنیم ..... دعا می کنیم ..... امیدوارم باربد فردا بارها و بارها فرياد بزنه گگگگگگگگگگگل ...
هيچ می دونيد می فهمه که وقتی توپ می ره توی دروازه گل میشه ... و مثل یه گزارشگر آمريکای جنوبی مشتهاشو گره می کنه و تا جایی که نفس داره این کلمه رو می کشه .... گگگگگگگگگگگگگگگل

***

راستی شما با اين خانوم ها همراه نمی شين ؟! يه وقتهايی موجوداتی قندی قندی به شدت مانع رسيدگی به تعهدات اجتماعی می شن ! موفق باشيد دوستان عزیز

 آلوچه خانوم | 7:14 PM 








Wednesday, June 01, 2005

اين چند روز دور خودم می چرخم ... يا سرم واقعا شلوغ بود, نمی دونم! ... کمی هم حواس پرتی ... نشد که بيام بابت حضور معین در انتخابات خوشحالی کنم و ازش تشکر کنم که قهرمان شدن بدون دردسر يا به قول دوستان تحريم فعال رو انتخاب نکردند ... نشد که در بمباران گوگلی با بقيه همراهی کنم و بابت خبرهای خوش شادی کنم ...راستی هنوز هم دیر نشده !
Human Rights
Human Rights
Human Rights
نشد که جواب اتهامات وارده بخاطر پست پائینی - که چند جایی بهش لینک داده بودند و بهش معترض بودند - رو بدم و بگم دوستان به خودتون رجوع کنید, اگر از دلسردی و ناامیدی و در نتيجه کنار کشيدن ما از اونجایی که اين آخری خواست شما رو تامين کنه , خوشحال شدين , چرا از اینکه اینو به یادتون می ياریم دلخور می شين ؟ اگر هم اينطور نبوده که پس اصلا منظور من شما نبودین ... می خواستم ميدون آزادی برم و اون حلقه انسانی رو از نزدیک ببينم اما خب با یک فروند باربد قندی قندی يه کارهايی رو نمی شه کرد ... گفتم پس بيام سلامی عرض کنم ... همین

يک پيغام کاملا شخصی : هم شهرکی های سابق مقیم اون سر دنيا , تمام يک شنبه شب و نيمروز دوشنبه رو( بابت اين اختلاف زمانی لعنتی ) دلم پيشتون بود . اميدوارم خوش گذشته باشه . می دونم جای ما رو هم خالی کردین . هومن عزيزم , يه عالمه مبارک باشه .

 آلوچه خانوم | 3:51 AM 








دفترچه‌ی یادداشت‌های آلوچه خانوم و همخانه‌اش



فید برای افزودن به ریدر


آلوچه‌خانوم روی وردپرس برای روز مبادا


عکس‌بازی


کتاب آلوچه‌خانوم


فرجام




آرشیو

October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 20009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009
January 2010
February 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
November 2010
December 2010
January 2011
February 2011
March 2011
April 2011
May 2011
June 2011
July 2011
August 20011
September 2011
October 2011
November 2011
December 2011
January 2012
February 2012
March 2012
April 2012
May 2012
June 2012
July 2012
August 20012
September 2012
October 2012
November 2012
December 2012
January 2013
February 2013
March 2013
April 2013
May 2013
June 2013
July 2013
August 2013
September 2013
October 2013
November 2013
December 2013
January 2014
February 2014
March 2014
April 2014
May 2014
June 2014
July 2014
August 20014
September 2014
October 2014
November 2014
December 2014
January 2015
February 2015




Subscribe to
Posts [Atom]






This page is powered by Blogger. Isn't yours?