Sunday, December 07, 2014

.

آدم‌هایی که من باهاشان معاشرت می‌کنم. آدم‌های مودبی‌اند، مسولیت‌پذیرند، قانون‌مدارند، وقت خرید کردن حواس‌شان است کیسه‌ی نایلونی نگیرند یا کم بگیرند، توی خیابان آشغال نمی‌ریزند، به بچه‌هایشان یاد می‌دهند که دروغ نگویند، وقت گرفتن پول از خودپرداز ممکن است رسید نگیرند چون مانده حساب‌شان را با اس‌ام‌اس دریافت می‌کنند. به هم‌نوعان‌شان کمک می‌کنند. اگر کسی دور و برشان برای بیماری، جهیزیه یا مثلن تحصیل کمک مالی لازم داشته باشد هر کدام‌شان یک گوشه‌ی کار را می‌گیرند . ختم بخواهند بروند هزینه‌ی گل را به خیریه‌ها کمک می‌کنند. چیزهایی که لازم ندارند را می‌بخشند ... همین آدم‌های نازنین، تقریبن همه‌شان مست پشت فرمان می‌نشینند (من هم اگر ننشسته‌ام به این خاطر است که کلن فقط گواهی‌نامه گرفته‌ام که گرفته باشم) .

وقتی شرب خمر کرده باشی، فعل حرام مرتکب شده‌ای. یعنی بر اساس قانون مملکت گناه کرده‌ای. گناهی که دوازده‌سال توی مدارس ما را از جهنمِ به دنبال آن ترسانده‌اند. وقتی جهنم تورا نترسانده ، وقتی آموزه‌هایشان را نپذیرفته‌ای، منطق‌شان تو را مجاب نکرده تو همواره گناه‌کاری هستی که خطر کرده و مجازات نشده . اگر گیر بیفتی ظاهرن دو بار اول شلاق و بار سوم حکم‌ش اعدام است و تو همواره یک اعدامی گریخته از مجازاتی ... تو وقتی از گناه‌کار بودن نترسی از مجرم بودن ابایی نداری. مستی گناه‌ است و گناه بی‌معنی و اعتبار، اما رانندگی هنگام مستی جرم است. خودت و سرنشینان ماشین‌ت را در خطر قرار داده‌ای. باعث ناامنی خیابان شده‌ای. این اخلاقن درست نیست. اما این‌جا انگاری گریزی نیست. تذکردادن و رعایت‌کردن‌ش خنده‌دار است. می‌دانید چه‌قدر از تصادفات منجر به فوت بر اثر مست بودن راننده اتفاق می‌افتد؟

***

وسط یک بحث جدی در یک حیاط خلوت خودمانی، رفیقِ اکسپرتی ، ساکن آن‌ور آب می‌گفت نمایه‌ی بیرونی رابطه‌ی آدم‌های این‌جا نگران‌ش می‌کند . می‌گفت این را با تقریب خوبی توی عکس‌های دست‌جمعی دورهمی‌های داخل در فیس‌بوک می‌تواند ببیند که چیزهای مهمی سرجایش نیست و وقتی این را می‌گذارد کنار خبرهای گسستن رابطه‌ها ، رفتارهای خارج از قاعده و موازی‌بازی‌های پنهانی و علنی، به نتایج خوبی راجع به مرزهای اخلاقی نمی‌رسد. می‌‌گفت این بی‌قاعدگی‌های روتین نوبر است و با محاسبات او داخل خیلی خارج و خارج خیلی داخل است.
در جامعه‌ای که تو را با متر و معیار شریعت پرورش داده ، تحذیر کرده و آن را بر اخلاق مقدم دانسته، فاجعه وقتی رخ می‌دهد که حنای این متر و معیار دیگر رنگ نداشته باشد. اخلاق قربانی می‌شود و قربانی می‌گیرد ... حتمن دلایل و عوامل متعددی دخیل‌اند از جداسازی جنسیتی در ابتدای کودکی تا هزار و یک عامل دیگر که اتفاقن آن‌ها هم برآمده از آموزه‌های شرع و تا حدی عرف است، اما همین رانندگی و مستی را شاید می‌توان ( حالا نه دقیقن به همان فراوانی) تعمیم داد به رابطه‌ها و پا از خط بیرون گذاشتن‌ها، به ندیده گرفتن تعهدات اخلاقی خود و دیگران و به دنبال همه‌ی این‌ها فراوانیِ شکست‌ها و گسست‌ها.

No comments:

Post a Comment