آلوچه خانوم

 






Monday, July 31, 2006

اخبار اونقدر زيبا و رعناست !!!! که نيازی به تکرارش نيست . تهوع برانگيز ه همه چيز! تمام سعيم رو کردم تا وقتی به تصوير بچه ای که توی قانا از زير آوار می کشيدنش بيرون نگاه می کردم گريه ام نگيره چون باربد داشت نگاهم مي کرد وباهام حرف می زد همونی رو می گم که دهنش پر از خاک بود ! میدونستم اصلاتقصير من نيست ولی از خودم بدم می اومد که من نگرانم بچه ام رو ناراحت و مشوش نکرده باشم , بعد تصوير زنی بود که درمونده رو به دوربین می گفت سه تا از بچه هاش کشته شدند . سر درد از همون جا شروع شد !
شب با دوستی که از خونه اش قهر کرده حرف می زدم گويا تقريبا دوهفته ای می شه که زده بيرون ! حق هم داره ! سعی مي کردم بهش اميدواری بدم و به چيزهايی خوشبينش کنم که خودم هم می دونستم حقيقت ندارند اگر هم اتفاق بيفتند مسکنی هستند موقتی ! حالم گرفت از معصوميتی که مي دونستم فدا می شه و خوشبينانه می خواستم فکر کنم اين اتفاق نمی افته ... و همش مثل " گلامب " همون ساکن محترم " لی لی پوت " که هيچوقت نفهميدم چطور با اون سه تا آدم کوچولوی ديگه قاطی رفقای گالیور شده بود, نگم "من می دونستم!" ... تقريبا سردرد از پا انداختم . نفهميدم باربد رو آقای همخونه کی پوشک کرد. کی خوابيد ... صدا ها رومی شنيدم ها ولی نمی تونستم تکون بخورم . شب خواب ديدم باربد پاشو گذاشته روی ذغال گل انداخته توی منقل ... نمی دونم کدوم جهنم دره ای بود که اين اتفاق افتاده بود ... ديدم دارم ذعال ها چسبيده به کف پاشو می کنم و فکر می کنم عيبی نداره خوابم حالا! بيدار شم از اين کف پای آش و لاش خبری نيست ... چشم هامو که باز کردم ... آخيش !... فکر کردم ای کاش همه اتفاقهای بد دنيا توی خواب می افتاد و چشمها تو که باز می کردی سايه ها پر ميزدند و آفتاب می درخشيد !!! مثل قصه های فهميه رحيمی !
صبح خبر اول وبلاگستان فوت اکبر محمدی در زندان بود ! صبح بخير ... کاشکی چشمامو باز نمی کردم !

 آلوچه خانوم | 5:04 PM 








Saturday, July 29, 2006

: يکسال شد که نوشی نمی نويسه ... همسايه مون رو می گم ... همين کوچه پشتی وبلاگشهر . يادتونه که ؟

 آلوچه خانوم | 12:00 PM 








Monday, July 24, 2006

حوصله ام سر رفته ... دلم چيزی می خواد که نمی دونم چيه ! يعنی می دونم تقريبا ... يه جور حادثه ... چه طوری بگم ؟ شايد بخاطر ول کردن کلاس FCE دکتر علوی باشه که دوباره اين ريختی شدم ... يک روزی چند وقت پيش ها به اين نتيجه رسيده بودم که مشکلم اينه که روزهام عين هم هستند , تکراری و بی خاطره ... احمقانه بود شايد ولی شروع کردم به خاطره ساختن . خاطره های ساده شخصی . روزهايی که کلاس داشتم ويترين کتاب فروشی ها رو نگاه می کردم . کتابهايی روکه نشون می کردم دونه دونه می گرفتم ... تنهايی قبل از کلاس می رفتم قنادی فرانسه برای خودم يه فنجان قهوه مي گرفتم . از پشت شيشه قنادی به خيابون نگاه می کردم سعی می کردم چيزی رو- حتی شده يکی از اجزای تصويری که روبروم بود- به خاطر بسپرم. خيلی زود متوجه شدم خاطره هام دارن تکراری می شن ولی به روی خودم نياوردم ... همکلاسی ای داشتم که قيافه اش به عاشقها می ماند ... بهش می گفتم :" آخر از زور عشق تب می کنی دختر!" دلم براش تنگ شده و اون نگاه تبدار
داشتم می گفتم دلم چيزی می خواد که در اين لحظه خيلی ازم دوره اما می تونه خيلی دم دست باشه و يه دفه سرو کله اش پيدا بشه از يه جايی که نمی دونم کجاست ... حالا شايد اين حادثه توی يک تک جمله يه ترانه باشه ... يا يه نما از فيلم سينمايی ... يک چيزی خارج از محدوده اين تکرار که برای يک لحظه به فاصله دوتا نفس کشيدن منقلبت کنه و خودت و موقعيتت رو فراموش کنی و باهاش همراهی کنی .

 آلوچه خانوم | 1:56 AM 








Saturday, July 22, 2006

سلام . از صبح امروز نمی تونم با این سرويسی که دارم صفحه وبلاگم رو ببينم فیلتر شده. يعنی کلا به وبلاگهای بلاگ اسپات دسترسی ندارم . هنوز البته بقيه رو چک نکردم نمی دونم بقيه سرويس های وبلاگ هم فیلتر شده اند يا نه ؟ جالب اينه که صفحه بلاگر باز می شه .می تونم بنويسم . به هر حال اگه از داخل ايران يعنی مشخصا تهران با کارت اينترنت خاصی می تونيد اين صفحه رو ببينيد بهم به آدرس aloocheh@gmail.com ای میل بزنيد و بگين با چه کارتی تونستيد صفحه روباز کنيد . ممنون می شم . تا اخلاقم خوبه برم که دارم از عصبانيت منفجر می شم . البته می تونم صفحه ام رو با فیلتر شکن ببينم ها ! ولی اين ديگه خيلی مضحکه !!!

 آلوچه خانوم | 11:53 AM 








Saturday, July 15, 2006

صبح شنبه وقتی يورونيوز رو می گيری انتظارداری توی روز تعطيل کم حادثه , بيشتر مروری باشه بر هفته گذشته اما اينقدر اخبار روز زياده که به مرور نمی رسه ! ... اوضاع منطقه ای که بنابر اقتضای داستان وطبيعت ! ما هم درش قرار گرفتيم به شدت قمردر عقربه ...
خوش تيپ ترين پرزيدنت دنيا ! در آخرين سفر استانی که اگه درست يادم مونده باشه احتمالا يکی از آذربائيجان هاست در حالی که يکی از زيباترين لبخندها شو به نمايش گذاشته , خط و نشون می کشه ! نمی دونه که لبخند لوند و دلبرانه اش (!) به اندازه کافی دشمن کش هست .
کنفرانس خبری مشترک بوش و پوتين مستقيم و بطور زنده در حال پخشه ... بازم به طور ناگهانی ! بخش زيادی از سوالها و جوابها درباره ماست ... همه چيزو که کنار هم می ذاری ! به نظر می ياد اين دفعه پای ماهم گيره ناجور! ... باخودم فکر ميکنم بايد کيف امينی زلزله مون رو بزرگتر کنيم . زودتر يه چادرسبک و هم بگيريم به نظر می ياد لازممون بشه .
... اخبار شبکه خبر خودمون روکه می بينی همه چيز يه مدل ديگه است . انگار دو تاخاور ميانه وجود داره خاور ميانه از نگاه رسانه های اونها وخاور ميانه از نگاه شبکه خبر ما . من نمی دونم کدوم راست ميگه کدوم دروغ ! من نمی د ونم تقصير کيه ؟ اصلا ا ول مرغ بود يا تخم مرغ ؟! اما واقعيت اينه که هر شليکی از اينور که خانه ای رو از اونور هدف قرار می ده بچه ای رو وحشت زده می کنه . مادری روآشفته و پدری رو مستاصل بابت فراهم کردن چيزی که اسمش امنيته ! و اين همون وضعيتيه که وقتی شليکی از اونور خانه ای رو اينور هدف قرار می ده, بوجود می ياد .

 آلوچه خانوم | 5:40 PM 








Wednesday, July 12, 2006

(بابت طولانی بودن این لینک من رو عفو کنید , حاصل یک ماه غیبته !)


سلام . فکر میکنم 1 ماهه که اینجا ننوشتم . از روز بازی با مکزیک که نوشته بودم خدایا کمک کن و فهمیدم خدا وبلاگ مارو نمیخونه ! که البته اشکالی نداره بالاخره راههای رسیدن به خدا زیاده . فوتبال اینقدر سهم بزرگی در زندگی من داره که همه میدونند در طول جام جهانی چه قدر بالا و پایین میشم . خیلی لحظات بود که دوست داشتم بیام و بنویسم . اما با خودم عهد کردم تا امروز صبر کنم .تا بعد از اوج هیجان . میخوام ازت یه سوال کنم وبلاگ شهر ! میخوام اگه میشه خودتم از خودت سوال کنی ! از تو آلوچه خانوم , آقای نقیبی,خورشید,کولی و... همه کسانی که لذت بردن از فوتبال رو بلدید. چقدر قبول دارید که حکومت ما ,رانندگی ما , محیط اداره ما وخیلی چیزهای دیگرما برشی و نمونه ای از کلیت خود ماست .


نمی خوام نصیحت کنم یا حرف قلمبه سلمبه بزنم . خودمن طبق فرمول بسیار ساده و احمقانه ای با فوتبال ملی روبرو میشم : بعد از ایران عزیز و احمق و بی لیاقتم شعارم اینه : تیم فقط برزیل , فوتبالیست فقط رونالدو . ملاک خوش آمدن و نیامدنم هم اینه : با ایتالیا بخاطر ماجرای پیراهن زیکو و جن تیله حال نمیکنم (1982) که بعدا در 1994 مورد عفو اینجانب قرار گرفته . از فرانسه بیزارم چون بدترین فینال عمرم را رقم زده در 1998. چشم ندارم زیدان را ببینم وقتی بخاطر گارفیلد خپلوی نازنین (رونالدوی سابق ) هواداری بارسا را به رئال مادر فلان فروختم و این همکچلوی کره خر دو سال تر زد به اعصابمون با اون بازیها و اون نتایج رئال و حالا جلوی برزیل ( و فقط جلوی برزیل ) واسه من مارادونا شده ودریبل سر پا میزنه و من مطمئنم که کار کار اینگلیساست . این از من که خیالتان راحت باشه که دارم در مورد چیزی حرف میزنم که بعیده کسی تفکرش از خودم بی منطق ترباشه .


اما وبلاگ شهر نازنین ! بعنوان یک خواننده و گاهی نویسنده حق بده که انتظار داشته باشم که برشی عاقلانه تر و دوست داشتنی تر از یک نمونه آماری در اتوبوس یا اداره جامعه من باشی . اگر قراره نقد فوتبال کنیم که نقد بر اساس علم و دلیل و تجربه قابل دفاع و انتقاده و بعیده کار به دری وری گفتن و جمله عاشقانه گفتن بکشه! اگر هم طرفداریم و داریم کری میخوانیم که بسم الله ! چی از این بهتر ؟ اما گمونم این هم قانونی داشته باشه ,اگر تا بحال پاتون به توپ هم نخورده احتمالا برنامه های ورزشی رودیدید که ؟ فوتبال که جای خود , آخر مسابقه فول کنتاکت هم بازنده و برنده دست میدهند و به هم تبریک میگند . گمون کنم ما ملت به اندازه کافی با داشتن اختلافهای فکری و عقیدتی و مادی و معنوی و ... دلیل برای جر دادن همدیگه داریم و نیازی به بهانه ای جدید مثل طرفداری از برزیل و ایتالیاو فرانسه و .. نباشه . تعصب بدترین درد و بزرگترین ویژگی ما ساکنان این کشوره . قرار نیست همه مثل هم فکر کنیم و اگر نکردیم بهم توهین کنیم .


یادمون نره دریک مسابقه یک برنده هست و یک بازنده . در یک جام یک پیروز هست و بقیه همه بازنده .شادی ایران و استرالیا رو یادتونه ؟ اگه خفت ایران وبحرین نبود , اگه غم ایران و قطر نبود بازهم ما اونروز جشن ملی داشتیم ؟ اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش حریف خانه و گرمابه و گلستان باش . ما قرارنیست فقط پشت سر برنده دایره دنبک بزنیم . تحمل غم شکسته که پیروزی رو شیرین تر میکنه . فریاد ایتالیا تحمل غم 24 سال شکست بود.
میدونم این تیم ملی ما خودش بی لیاقت بود . اما دوست داشتم در وبلاگستان میشد پیشنهاد کرد که بریم استقبال بازندگان , با یک پارچه بزرگ که " منتظریم جبران کنید بچه ها". تیم ملی آلمان رو ( مدرسه پیرمردهای سابق و مدرسه موشهای فعلی ) با حدود 100 درصد دقت دوست ندارم. اما صفا کردم از خودشون و مردمشون وقتی که 2 - 0 باختند و ضایع شدند و گریه کردند و بهم تعظیم کردند و از هم تشکر. شک نمیکنم که بعد از این صحنه این تیم سخت میبازه . انتظار ندارم ازفردا توی استادیومها موقع بازیهای لیگ عوض فحش خواهر و مادر پرچم ایران ببینیم . اما توی این دنیای مجازی که ماها خودمون ساختیم و شکلش دادیم و فعلا پلیس و رئیس و مدیر نداره میشه منتظر بود که بشه کری خوند تا آخر بازی و تبریک گفت و شنید بعد از بازی .


بعنوان یک برزیلی چشم ندارم جام اروپایی روببینم اما دلیل نداره به باقالی های لاجوردی پوش بخاطر چهارمین قهرمانی زیر این همه فشار و رسوایی تبریک نگیم . دفاعتون و مربی تون معرکه بود! فرانسه گلابی و مارمولک , اگه کاری که زیدان با برزیل کرد, رونالدینهوی خاک بر سر دندون خرگوش با شما میکرد , ما تا 4 سال زر میزدیم . لااقل ما رو خوب بردید. گورخرهای آبی و سفید موفرفری آمریکای جنوبی , با تمام انزجارم از کلودیو کانیگیا و گل آفساید 1990 , شما در این جام بهترین وزیباترین تابلوی فوتبال بودید . حیف شدید! آلمان صاحبخانه , با اون 4 تا بازیکن فنچول و اون مربی احساساتی و بی تجربه رسیدنتون به جمع 4 تیم یعنی نوعی قهرمانی . این تیم از رفاقت و اراده و نظم لبریز بود . و یادتون باشه ما برزیلیم , دارنده 5 جام جهانی . صاحب جوکابونیتویعنی نابترین فوتبال ( اگه خودمون به خودمون گند نزنیم )همونایی که جام ژول ریمه رو آب کردیم و فروختیم و نون خریدیم ! ما بد بازی کردیم و باختیم . اما برمیگردیم . این بار بهتر .2006 تموم شد اما کری خونی برای یورو 2008 و آفریقای 2010 شروع شد رفقا . همه خسته نباشید.


پی نوشت : بااین کامنتها ظاهرا لازم است توضیح بدهم که اولا مرحبا به من که بعد از یک صفحه نوشتن باید پی نوشت بگذارم که منظور من از این شبه ظنز و نصفه شوخی رد نفرت بود نه تبلیغ آن . دوما آفرین به خواننده ای که نصف وقتی را که صرف نظر دادن میکند را برای خواندن و فهمیدن همان مطلب صرف نمیکند . بابا جان ! من گفتم نفرتی که شما را به دعوای وبلاگی کشانده را میفهمم , ولی قبول ندارم . شاید از این کلمه نفرت زیاد استفاده کردم . ببخشید . ولی به جان مادرم یک N ام لذتی را که من از فوتبال میبرم , خیلی ها از کل زندگیشون نبرده اند . میگی نه قرار بذار گل کوچیک , پارک لاله. جهت اثبات حسن نیت کلمه های نفرت رو عوض کردم ولی کاش بجای این همه ابراز احساسات , منظور این نوشته راهم سعی میکردید بفهمید دوستان منزجر از انزجار!

 Farjam ‌ | 5:08 AM 








Tuesday, July 11, 2006

نمی تونی از چيزی که دوست نداری بنويسی و باعث رنجش کسی نشی ... حتی وقتی اينکارو خيلی با احتياط می کنی باز پيش می ياد . پست قبلی رو که در واقع پی نوشت پی نوشت پست قبلی بود ( 4-5 ساعتی اين بالا بود . همش 4 تا دونه کامنت گرفت ) رو به همين خاطر برداشتم چون ديدم باعث رنجش می شه ... راستش اونقدر اين روزها خوش گذشته و از چيزهايی که دوست داشتم نوشتم که می تونم از نوشتن در مورد چيزی که دوست ندارم صرفنظر کنم .

 آلوچه خانوم | 6:14 PM 








Monday, July 10, 2006




گفته بوديم 24 سال از 82 گذشته و حالا وقتشه... فينال اروپایی رو هميشه برده و حالا وقتشه ... ولی وقتی به پنالتی رسيد ترسيده بودم . اين آقا- فابيو گروسو زننده آخرين پنالتی - طلسم بدشگونی پنالتی ها رو شکست . مبارکه .



* پی نوشت : ديشب اونقدر هيجانزده بودم که يادم رفت بگم اين آقا همونيه که اون پنالتی دقيفه 93 از استراليا گرفت و دقيقه 119 گل اول رو به آلمان زد .
و ديگه اينکه خيلی از اون صحنه ای که مائورو کامورانزی آرژانتیني الاصل - نشست روی صندلی وسط حلقه ایتاليایی ها و موهاشو کوتاه کرد يا براش کوتاه کردند - اينو متوجه نشدم باید دوباره فیلمی رو که ضبط کردم ببينم - خوشم اومد .
و بازم يادم رفت بگم اگه می خواهيد بگين - کمااينکه يکی توی کامنتهاگفته - جام رو ايـتاليا خودش نبرد ترزگه بود که پنالتی اش رو به تير کوبيد اينو یادتون باشه بالاسر خروس لباس فرانسه همون يه ستاره باقی موند اما کنار ستاره چهارم لباس ايـتاليا کسی نمی نويسه ترزگه پنالتی اش رو به تير کوبيد ... دردش رو درک می کنم قبلا توی فینال 94 روبرتو باجو هم همينکارو کرده بود . ولی الان که فینالهايی رو که ديدم میذارم کنار هم می بينم در آخر بين دو تيمی که رسيدند به فینال - دقيفا فقط در مورد دو فیناليست صحبت می کنم - اونی که در کل تورنمنت بهتر بازی کرد فینال رو میبره و تيمی که با بازیهای يک -هيچ می رسه به فینال گريان بر می گرده و اين عين عدالته , يادتون بياد مشخصا آرژانتين 90 , ايتاليای 94 و آلمان 2002 چطوری به فینال رسيدند و دست خالی هم برگشتند قبول کنيد که واقعا ايتاليای 2006 از فرانسه 2006 بهتر بود .
اينو که از همه مهمتره رو هم يادم رفت بگم در کمال بدجنسی و بدذاتی چقدر با وداع تراژيک زيزوی دوست نداشتنی روی دوست نداشتنی تاکيد می کنم حال کردم ... يعنی از اين بهتر نمی شد ! - دو نقطه دی -
ببخشيد البته اگه از اين آخری هيچ خوشتون نيومد ... اين چند روزه در وبلاگستان ياد گرفتم اينجا صفحه شخصی منه و میشه قدر کری خوند ! عزت زياد !

* يادآوری : قهرمانان جهان, ساعت 5:30 بعداز ظهر به وقت لندن يا همون GMT که میشه 8 شب به وقت ما اگه درست شنيده باشم وارد رم می شن ... گفتم شايد خواستيد بدونيد و حواستون به کانال های ایتاليا باشه !

 آلوچه خانوم | 12:34 AM 








Sunday, July 09, 2006

کمتر از دو ساعت تا فینال جام جهانی 2006 مونده ! به نظر شما هم ايتاليا قهرمان می شه دیگه ! مگه نه ؟
قدری در اين موارد خرافاتی هستم به خاطر همين خوشحال شدم وقتی ديدم ايتاليا با لباس اولش همون آبی لاجوردی بازی می کنه و فرانسه با لباس دومش که سفيده . راستش تا جايی که يادمه غير انگلستان 1966 - البته اونهم توی خونه خودش - نديدم تيمی با لباس دوم قهرمان بشه . نمونه اش آلمان 86 و آرژانتين 90 !

جام جهانی عين تعطيلات عيد می مونه اولش می گی آخجون کلی تعطيليم ... 7 فروردين رو که رد کردی, نمی فهمی چطوری يوهو سيزده بدر شد , انگار همين چند روز پيش بود که با خودت می گفتی آخجون يه مهمونی یک ماهه! اما وقتی فکر می کنم, میبينم از 4 هفته پيش که ايران اولين مسابقه اش رو انجام داد, انگار يه عمر گذشته - شايد به خاطر اينه جام برای تيم ما توی همون مسابقه اول تموم شد ! - به هر حال نمی دونم شما هم شنيديد یا نه ؟ ملی پوشان محترم , کادر فنی و مربيان و ... لج و لجبازی , کم کاری , بی انگيزگی , گناه به گردن هر کی و هرچی که بود دودش داره به چشم فوتبال ما داره می ره بد جور ! همين الآن اخبار داشت می گفت به نقل از يک منبع آگاه به احتمال زياد مايلی کهن داره مربی تيم ملی می شه !!!!!!! مبارک است ... ولش کن ! فينال رو بچسب ... کارمندهای يورونيوز با مليت های مختلف نتيجه رو پيش بینی می کردند غير از دو نفر که یکی شون فرانسوی بود ویکی دیگه آلمانی همشون می گفتند ایتالیا می بره و جالبتر از همه یه آقای اسپانيایی بود که فکر می کنم فقط گفت اسپانيا قهرمان 2010 می شه ! يه کانال ديگه هم نشون می داد براساس یک تصور خرافی ايتاليایی ها به پيشواز قهرمانی نرفتند چون فکر می کنند نتيجه برعکس می شه ... نمی دونم چرا هر وقت آقای همخونه پرچم ايران می خره تيم ملی ما بدترين نمايش ممکن رو ارائه می ده و اسه همين جام دو تا پرچم با ابعاد عجيب و غريب موند روی دستمون !
خیلی پراکنده گويی کردم ... ايتاليا هميشه فینال های جام رو جلوی رقبای اروپائی اش برده ... اينو هم می بره به دلتون شک راه ندين

راستی راستی راستی بين کانالهای ماهواره Slo-TV2 رو چک کنيد ممکنه بازی رو نشون بده ما خیلی از بازیها رو از اون کانال دیديم ولی نفهميديم مبنای اینکه یه روز نشون می دن يه روز نه چيه ... و اگه ماهواره عرب دارين کانال EIN بازی ها رو نشون می ده . زبان انگليسی اش رو فعال کنيد بخش زيادی از تصاوير روبدون تحمل زبان عربی می تونيد ببينيد. اگه جای دیگه ای رو سراغ دارين خبرم کنيد

 آلوچه خانوم | 7:41 PM 








Wednesday, July 05, 2006

اين بهترين شب ايتاليايی من بود و بعد از بازی ايران – استراليا و ايران – امريکا خوش ترين شب فوتبالی ! با ايتاليای دوست داشتنی ... شب لاجوردی ... چقدر خوش گذشت ...




چقدر ايتاليا قشنگ بازی کرد . چقدر محکم ... با صلابت ... کيف کردم . ورزشگاه خوش يمن و بدون شکست دورتموند – البته بدون شکست بودن رو مطمئن نيستم – تبديل به جهنمی شد که کابوسش سالها با ژرمن ها باقی می مونه ... آی چه حالی می ده !




تمام بازی رو با قلبی مطمئن بدون کمترين نگرانی دنبال کردم . هر بار که سفيد پوشها به دروازه بوفون نزديک شدند گفتم عمرا شما اينکاره نيستيد ... اما دروغ چرا از پنالتی های بدشگون برای ايتاليا می ترسيدم .
ديدين عقل ليپی خيلی بيشتر از کيلينزمان می رسيد ؟ اين بچه هنوز نمی فهمه از روی سکو ها حتی اگه همه يکصدا تيمشو فرياد بزنند هم استرسی که خودش باعکس العمل های احمقانه اش به تيمش منتقل ميکنه خنثی نمی شه . عجب تعويض هايی کرد اين مارچلو ليپی ! آقای همخونه می گفت داره ريسک بزرگی می کنه تاکار رو قبل ازپنالتی ها تموم کنه و من باور نمی کردم که ايتاليا در جريان بازی گل بخوره اما نمی فهميدم ازکدوم روزنه گل زده خواهد شد با اون بازی بسته و فشرده ... که بالاخره شد . اونهم نه يکی دوتا ! جای هيچ حرفی باقی نموند . آلمان تاحالا توی جام های جهانی از ايـتاليا نبرده بود و اينبار هم نبرد . سال 90 آلمان جام رو از ايتاليا به خونه برد و اينبار نوبت ايتالياست تاجام رو از آلمان به خونه ببره . اونهم دقيقا از چنگ آلمانها بگيره و بخونه ببره . آی چه حالی می ده !





* پی نوشت : اين تنها بازی ايتاليابود که من و آقای همخونه براش آرزوی مشترکی داشتيم . آقای همخونه منتظر انتقام آرژانتين بودند . اگر دوست نداشتن هميشگی فوتبال آلمان رو به حساب نياريم . راستی پريشب حرفهای هوشنگ نصيرزاده رو شنيديد ؟

* پی نوشت بی ربط : عکس قندی قندی رو عوض کردم . اينو ديروز ازش گرفتم . اين آخرين پينگ به همين علت اتفاق افتاد .

 آلوچه خانوم | 10:42 AM 






بهتون گفته بودم ايتاليا اين تنها نقطه روشن رو جدی بگیريد .





 آلوچه خانوم | 1:04 AM 








Monday, July 03, 2006

آقای همخونه از يک هفته بعد از شروع جام تاهمين پريروز می گفتند" اين جام جام شگفتی نيست شک نکن که برزيل قهرمان می شه ." از پريروز تا حالا البته توی اين مايه ها هستند که " اين جام, جام شگفتی نيست و شک نکن در آخر اون اتفاقی می افته که قراره بيفته ... اينو بعد از حذف آرژانتين فهميدم " ... روی قراره بيفته تاکيد ميکنند . بازم ديشب می گفتند " بهت گفتم که اين جام جام شگفتی ها نيست آلمان تا حالا از ايتاليا توی جام جهانی نبرده " ... من آخر متوجه منظورشون نشدم ... يعنی پس تمام تلاش فيفا برای چی هستش ؟
من اينو قبول دارم که اين جام جام شگفتی ها نيست جام تکرار مکررات هستش ... اريکسون تا حالا سه بار در يک چهارم نهايی از اسکولاری شکست خورده يک بار جام قبلی جلوی برزيل يک بار جلوی پرتغال توی يورو 2004 و اينبار جلوی پرتغال در يک چهارم نهايی ...
انگلستان بعد از 38 سال بازم نتونست از سوئد ببره و بازی توی سه دقيقه آخر به تساوی کشيد .
برزيل از وقتی من يادم می ياد جلوی فرانسه تغيير ماهيت می ده . يک چهارم نهايی مکزيک 86 کی باورش می شد زيکو پنالتی وسط بازی رو اون ريختی خراب کنه و بعد اون پنالتی های نفرت انگيز , فينال 98 رو هم که همه يادشونه و اين بازی دو شب پيش !
نيمه نهايی جام 82 هم از 4 تيم اروپايی تشکيل شده بود 3 تا از 4 تيم الان همونها هستند : ايتاليا , آلمان و فرانسه چهارمی تغيير کرده اون سال لهستان بود تا جايی که يادمه و امسال پرتغال !
دقت کرده باشيد چند جامی هست که يه تيم باقالی به جمع 4 تيم می رسه عمرا به فينال نمی رسه و معمولا هم چهارم می شه جام های بعد اصلا به جمع تيم های شرکت کننده نمی رسه ... واقعا فوتبال لهستان , بلژيک, سوئد , کرواسی و اين آخری ترکيه در فوتبال دنيا چقدر تاثير گذار بودند بعد از اون شگفتی آفرينی ؟ يونان و دانمارک که سابقه قهرمانی اروپارو دارند الان کجا هستند؟
آقای همخونه می گن:" هيچ تيمی بامربی خارجی قهرمان جام نشده " ... با اين حساب خدا حافظ فيل بزرگ تيمتو بردار و برو ! که ازت متنفرم .
و آلمان توی جامهای جهانی ازايتاليا نبرده فقط يه نکته نگران کننده هست . تاحالا يادم نمی ياد آلمان بين 4 تيم باشه و به فينال نرسه و واقعيت اينه که آلمان بيشترين حضور در فينال رو داره ... اما يک چيزی هست ... اينکه می گم آلمان بيشتر متحمل فشار تماشاچی هاش می شه تا لذت بردن از همراهی اونها .
يورو 88 رو يادتونه ؟ نيمه نهايی رو جلوی چشم اون همه آلمانی بازی رو همسايه بغل دستی هلند داد پس واگذار کردن بازی به همسايه پائينی همچين دور از ذهن هم نيست . اگه بازی ها رو اينطوری بود که آلمان – فرانسه و ايتاليا – پرتغال بازی ميکردند شک نمی کردم که فراسنه حذف می شد ... گربه سياه تر از آلمان برای فرانسه يادم نمی ياد .
چقدر بی ربط شد اين نوشته ... به حساب دل نگرانی های قبل از نيمه نهايی بذارين . يکی توی کامنتها ازم پرسيده واقعا مطمئنم که ايتاليا می بره ؟ بايد بگم با سابقه ايتاليا دوستی در 5 جام گذشته – مي دونم ننگ آوره ولی من جام 82 اصلا ايتاليايی نبودم نمی گم کجايی بودم که دعوا نشه ولی خب از يه بچه 9 ساله چه انتظاری دارين ؟ - بايد بگم با وجود همه دلواپسی ها اره تقريبا مطمئنم ايتاليا می بره ... ايتاليا قبل از جام در اوج آمادگی بود با نزديک شدن به شروع مسابقات فشار دادگاههای مربوط به سری آ و بعد خودکشی پسوتو وسط مسابقه ها خب اينها لطمه زده ايتاليا ايتاليای قبل از جام نيست ولی به نظر من خودشو پيداکرده و برای در اومدن از زير اين فشارها چه انگيزه ای بالاتر از رسيدن به فينال ...
ايتاليا از آلمان می گذره و به نظر من برنده اين بازی قهرمان جام هجدهم خواهد بود پس فرانسه و پرتغال رو فراموش کنيد .

 آلوچه خانوم | 4:17 PM 








Sunday, July 02, 2006

مرسی که حال پدر و پسر رو پرسيدين ! آقای همخونه تشريف ندارند تا مراتب همدردی شماها رو بهشون ابلاغ کنم . راستش اگه بودند هم خيلی حال و حوصله نداشتند . کی باورش می شد برزيل اينقدر بد بازی کنه و فرانسه اونقدر خوب ! کی باورش می شد رونالدينهو اينطوری بازی کنه و زيدان اونطوری !
اين باور رو قبول ندارم که فيفا می خواد هر طور شده جام رو توی اروپا نگه داره ! برزيل بد بازی کرد ولی فرانسه اصلا همون تيم متوسط دور مقدماتی نبود . وقتی اين افت و اون اوج روبروی هم قرار می گيرند خب نتيجه اين می شه !
من اين نتيجه رو هيچ دوست ندارم . از تيم های نيمه نهايی آلمان و فرانسه اش هميشه برام نفرت انگيز بودند . حرف پرتغال رو هم اصلا نزنيد که هيچ خوشم نمی ياد . بعد از اون بازی با هلند دوست داشتنی ام و همينطور بازی ديروزش با انگليس . هيچ دلم نمی خواد افتخار حضور در دوفينال پياپی و خدای نکرده, زبونم لال دو قهرمانی پياپی با دو تيم مختلف نصيب فليپه اسکولاری بی شخصت لمپن بشه . به درد گاوچرونی بيشتر می خوره تا نشستن روی نيمکت مربی گری جام جهانی . به طرز غريبی تنها نقطه روشن همون ايتالياست ... فقط اگه جلوی آلمان ميزبان دووم بياره که می ياره, باورکنيد می ياره ... ايتاليا توی اين تورنمنت فقط يه گل خورده که اون هم گل به خودی بوده جلوی آمريکا ! . دفاع آلمان توی همه بازی ها سوتی داده . باور کنيد عقل مارچلو ليپی خيلی بيشتر از کلينزمان می رسه .
به قول احسان ايتاليا دوازده سال يکبار به فينال می رسه و هر بيست و چهار سال يکبار قهرمان می شه آخرين فينال 1994 بود و آخرين قهرمانی بر ميگرده به 1982 هر طور حساب کنی الان وقتشه . عاشق های سينه چاک آمريکای جنوبی اگه عارتون نمی ياد دلتون روبدين به ايتاليا باور کنيد بد نمی بينيد...
ديشب بعد از بازی به بابای به شدت برزيلی ام گفتم : " حالا وقتشه که همگی به ريسمان ايتاليای ما چنگ زنيد و متفرق نشويد . "

 آلوچه خانوم | 1:39 PM 








Saturday, July 01, 2006

از اين بهتر نمی شد ! هم آرژانتين حذف بشه , هم ايـتاليا _ صعودش که از قبل معلوم بود - به اين راحتی سه تا گل بزنه ... ظرفيت اينهمه خوشبختی رو ندارم ... آقای همخونه میگن فوتبال سرم نمی شه که ترجيح می دادم برنده آلمان - آرژانتين , آلمان باشه و بهتر بود که میزبان حذف می شد چون از اونجا به بعد بازی برای حريف آرژانتين بازی خونگی محسوب می شد ! به اينها کاری ندارم . اينقدر فوتبال سرم می شه که بازی با اين آلمان - حتی اگه توی خونه خودش باشه - به مراتب عملی تر و راحتتر از اين آرژانتينه ! هياهوی توی استاديوم فشار روی آلمان و استرس ناشی از اين فشار رو بيشتر می کنه تا اينکه بخواد روحيه بخش باشه . از طرفی اينکه در يک قدمی فينال ميزبان رو حذف کنی کيفش بيشتره ! انشاالله ...
ديدن اين صحنه ها به فاصله چند ساعت جمعه دل انگيزی رو بوجود آورد.






و اين پيام برای هم باشگاهی توی بيمارستان .


 آلوچه خانوم | 2:06 AM 








دفترچه‌ی یادداشت‌های آلوچه خانوم و همخانه‌اش



فید برای افزودن به ریدر


آلوچه‌خانوم روی وردپرس برای روز مبادا


عکس‌بازی


کتاب آلوچه‌خانوم


فرجام




آرشیو

October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 20009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009
January 2010
February 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
November 2010
December 2010
January 2011
February 2011
March 2011
April 2011
May 2011
June 2011
July 2011
August 20011
September 2011
October 2011
November 2011
December 2011
January 2012
February 2012
March 2012
April 2012
May 2012
June 2012
July 2012
August 20012
September 2012
October 2012
November 2012
December 2012
January 2013
February 2013
March 2013
April 2013
May 2013
June 2013
July 2013
August 2013
September 2013
October 2013
November 2013
December 2013
January 2014
February 2014
March 2014
April 2014
May 2014
June 2014
July 2014
August 20014
September 2014
October 2014
November 2014
December 2014
January 2015
February 2015




Subscribe to
Posts [Atom]






This page is powered by Blogger. Isn't yours?